تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
غير اين صورت آن را نكول مىكرد . قبل از آن‌كه برات دولتى حواله شود ، سفير و يا نماينده و قوم خويش او در تهران مىبايست برات صادره را نزد مستوفيان همهء ايالات و ولايات كه در تهران بودند ببرد و آنها پشت آن را امضاء كنند . و اين امضاها وقتى زير براتها قرار مىگرفت كه اولا « عزبدفتر » ها يعنى منشيان مستوفيان در دفاتر خود نام برات‌گير و حقوقى را كه او مثلا از ايالت ديگر مىگرفت ، نمىديدند : ثانيا هيچ‌گونه بدهى از وى در دفاتر مشهود نبود . پس از آن‌كه مستوفيان پشت برات را مهر مىكردند ، تازه اول بدبختى و ناراحتى سفير شروع مىشد او مدتى در بازار و در ميان اقوام و خويشان خود ، به جستجوى كسى مىپرداخت ، كه طرف تجارتى در ايالت مورد نظر داشته باشد و بتواند اين مبلغ را به وسيلهء دوست و آشناى خود در آنجا وصول كند . اگر چنين كسى پيدا مىشد و امكان وصول برات ميسّر مىگرديد ، مبلغى تا حدود صدى بيست و پنج به عنوان شتلى ، بهره ، پول چاى ، پيشكش و غيره ، از اصل برات كسر مىگشت . و بدين ترتيب حقوق جناب سفير به صورت « قران » نقره يا پول سياه و بعدها اسكناس از ايالتى كه برات در آن صادر شده بود ، به تهران مىآمد . اگر در راه پاى اسبها ، قاطرها و الاغها نمىپيچيد ، حيوانات بىگناه به اعماق درهء كوهستانها پرت نمىشدند يا قافله گرفتار دزدان و راهزنان نمىگرديد ، حقوق و مقررى سفير ، سالم به تهران مىرسيد و او پس از دادن انعامى به قافله ، كيسه‌هاى نقره را تحويل مىگرفت و به داخل خانه مىبرد . اما اگر پول ارسالى دچار حوادث سابق الذكر مىشد ، در اين صورت حقوق و مقررى آن سال او ، از بين مىرفت . در سالهاى آخر سلطنت ناصر الدين شاه ، صرافى در تهران بود كه بعدها لقب امين السفراء گرفت ، اين صراف برات سفراى ايران را با كسر مبلغى در حدود « تومانى صنار » و يا كمتر و يا بيشتر ، و پس از كسر كرايهء حمل‌ونقل از ايالت مورد نظر تا تهران و مخارج ديگر ، نقدا در تهران به سفرا و يا خويشان آنها مىپرداخت . و بعد اين پول به اشكال گوناگون تبديل به « ارز » مىشد . اغلب اتفاق مىافتاد كه دو يا سه سال ، برات حقوق و مخارج سفير و سفارت ايران در خارجه ، صادر نمىشد در اين صورت وضع نكبت‌بار جناب سفير را در مملك غربت به خوبى مىتوان حدس زد . به همين علت سفراى ايران در ممالكى كه اتباع ايران زياد بودند ، مثل روسيه و عثمانى ؛ هنگام فروش تذكره امضاى ويزا ، گواهى وراثت ، گواهى فوت و شركت در دعواى تجارى بازرگانان ايرانى و خارجى ، به نفع ايرانيان ، يا پيش‌آمدهاى ديگر ، مبلغى به عنوان « مخارج آبدارخانه » مىگرفتند . در ممالكى كه اتباع ايران وجود نداشتند ، سفير ايران با گرفتن رشوه و مقررى از دولتى كه در آنجا مقيم بود و با انجام كارهاى تجارى ، و يا ، با تكيه بر درآمد شخصى كه در تهران داشت ، زندگى خود را تأمين مىكرد چگونگى صدور و وصول حوالهء تلگرافى يا پستى از تهران به كشورى خارج و تبديل قران ايران به پول مملك مورد نظر نيز ، خود داستان مفصلى دارد كه شنيدن سرگذشتهاى سفرا ، دربارهء آن ، خالى از لطف نيست . در بين سفراى ايران در خارجه ميرزا ملكم خان ناظم الدوله سفير ايران در انگلستان و بعدها