تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
مىخواهد حركت كند ، اين نوع حرفها نتيجه‌اى جز عصبانى كردن ما را ندارد . بديهىست كه دوستى ما و روابط سياسى ما با انگلستان ، مربوط به وجود مستر مرى نيست . ما خودمان به طريقى كه مناسب مىدانيم ، دوستى صميمانهء خودمان را نسبت به دولت انگليس ، اظهار مىكنيم و رفتار ناشايستهء مستر مرى را كاملا شرح مىدهيم . مستر مرى به اين نامه نيز پاسخ مىدهد . ميرزا سعيد خان مفاد آن را بار ديگر از نظر ناصر الدين شاه مىگذراند و شاه بار ديگر همچون نامهء مورخه اول دسامبر 1855 ، به ميرزا سعيد خان مىنويسد : شب گذشته كاغذ وزيرمختار انگليس را خوانديم و از لحن گستاخانه و نفرت‌انگيز و بىمعنى او تعجب كرديم . . . بر ما مسلم است كه اين مرد ، مستر مرى ، احمق نادان و ديوانه است كه جرأت جسارت داشته حتى به سلاطين توهين كند . . . از ديشب تا به حال اوقات ما به تلخى گذشته است . اينك به شما امر مىكنيم كه خودتان بدانيد و به هيئتهاى خارجى هم اطلاع دهيد تا خود ملكهء انگلستان عذرخواهى مناسب از جسارت نمايندهء خود نكند ، ما هرگز نمايندهء احمق او را كه آدم سفيهى است ، دوباره نخواهيم پذيرفت . و از طرف دولت او هيچ وزيرى قبول نخواهيم كرد . . . « 1 »

اعتراض انگلستان به ايران به واسطهء توقيف نوكر كنسول

: استاد فقيد ، اقبال آشتيانى مىنويسد كه پس از انعقاد عهدنامهء تركمانچاى ، بيش از پيش دولتين روسيه تزارى و انگلستان در امور داخلى ايران مداخله مىكردند . و از جمله در مورد اختيار ، و قضاوت كنسولى ، كار به جايى رسيد كه درايت‌ئيل 1292 ويليام ژرژآبت « 2 » قنسول انگلستان در رشت به دولت ايران اعتراض مىكند كه چرا نوكر سفارت را توقيف كرده‌اند . و خود مقرر مىدارد كه حاكم رشت از موقع حبس تا هنگام استخلاص ، روزى 5 قران به مشهدى حسن ، نوكر سفارت بدهد . در چنين اوضاعى ، امين الدوله از روى خيرخواهى به ناصر الدين شاه مىنويسد كه در حفظ موازنهء سياسى بين دو كشور بزرگ ، سعى بليغ مرعى دارد . . . و در كار هردو طرف وسايلى اتخاذ فرمايند كه حقيقتا موازنه به هم نخورد . . . در حاشيه ناصر الدين شاه به خط خود نوشته است : امين الدوله در اين فقره با نهايت دقت عمل موازنه را نگاه داشته‌ايم و هرگز در اين مورد خبطى نخواهد شد . انشاء اللّه . « 3 » هرگاه كتب نويسنده‌هاى انگليسى و مزدورهاى آنها را كسى خوانده باشد ، مىداند كه انگليسيها در اين تاريخ مايل نبودند دولت مقتدر و با نفوذى در حول و حوش هندوستان وجود داشته باشد . دولت ايران يكى از آن دولى بود كه در ممالك آسياى مركزى و مخصوصا هندوستان ، داراى سوابق تاريخى و شهرت فوق العاده بود ؛ و خود عمال سياسى دولت انگليس اين موضوع را بهتر از هركسى مطلع بودند و مىدانستند كه دول قوى آن نواحى ، چشم اميد و
هامش
( 1 ) . نامه‌هاى تاريخى ، ترجمهء دكتر اسماعيل دولتشاهى ، مجلهء سخن ، تيرماه 1349 ، ص 52 به بعد . ( 2 ) .Abbatt( 3 ) . عباس اقبال آشتيانى ، مجموعهء مقالات ، پيشين ، ص 741 به بعد .