اعتراض ناصر الدين شاه به مداخلات اجانب
تيرگى مناسبات ايران و انگليس
در زمان محمد شاه و فرزندش ناصر الدين شاه ، به منظور تصرف هرات ، دولتين ايران و انگلستان دست به اقداماتى زدند كه سرانجام به طورى كه در تاريخ سياسى آن ايام ديديم ، منتهى به موفقيت انگلستان و تيره شدن مناسبات ايران ، با آن كشور گرديد .
متأسفانه نامههايى كه ناصر الدين شاه ، به ميرزا سعيد خان وزير امور خارجه نوشته است در دست نيست به طورى كه از ترجمهء انگليسى آن نامهها برمىآيد ، شاه از مداخلات نارواى عمال حكومت انگلستان در ايران سخت ناراضى است و در نامهء مورخ 22 نوامبر 1885 خود به ميرزا سعيد خان ، مىنويسد : آيا وظيفهء چنان دولت بزرگى در تهران فقط اين است كه هرروز لطمه جديدى به حيثيت و اعتبار دولت ما وارد آورد ؟ چون هميشه حامى متمردين و لجوجها و احمقهاى خانوادهء ماست و اين اشخاص را بدون اينكه لطمهاى به آنها وارد آيد ، به طمع بالا بردن مواجب و مقام به سفارتخانه دعوت مىكند . حتى مايلند كه اين دولت را خوار و سرافكنده كنند . و به طورى كه در امور داخلى مملكت دخالت مىكنند كه حق مهمان از حقوق صاحبخانه زيادتر شده است . مطابق عهدنامه حق داريم كه در صورت ناراضى بودن از كنسولهاى خارجى ، انفصال و عزل آنها را بخواهيم . آنها حتى ميل ما را در خصوص شخصى مثل ميرزا هاشم ، كه نوكر دولت ما و يكى از اتباع ماست ، محترم نمىشمارند . . . اينكه نوشته قنسولى در تهران به جا مىگذارد ، اگر مقصودش مستر استيونس است ، رفتار و مفسدهجويى او ، ضمن اقامتش در تبريز ، دو كتاب را پر خواهد كرد . . . اگر سفير انگليس برود ، بگذاريد مستر استيونس را هم ببرد . . . ما تا زمانى كه قدرت داريم ، تن به هيچ بىاحترامى نخواهيم داد . . .
ناصر الدين شاه پس از اطلاع از مفادنامهء مستر مرى به وزير امور خارجه ، بار ديگر به ميرزا سعيد خان مىنويسد نامهء مستر مرى را خواندم ، در نامهء او عبارت زنندهاى نسبت به صدراعظم ما وجود دارد كه ما را متغير كرده است . به طور واضح به او پيغام بدهيد كه هرچه او گفته يا كرده ، طبق فرمان همايون ما بوده است لازم نمىدانيم كه هيچ خارجى در خصوص ادارهء امور مملكت خودمان به ما تعليم بدهد . چند شايعهء تهديدآميز در شهر وجود داشت كه فكر نمىكردم از طرف سفارت منتشر شده باشد . ولى حالا نامهء مسترمرى ، اين شايعات را تاييد مىكند . مثل اينكه قصد دارد آشوب و مزاحمتى در مملكت ايجاد كند ، اگر روابط سياسى قطع و نامههاى رسمى ردوبدل شده . . . علت تجديد مطلع چيست . . . مىنويسد كه اولياء دولت انگليس هميشه طالب بودهاند كه استقلال اين دولت را استحكام دهند . . . عجيب مايلند كه استقلال ما را حفظ كنند . يك روز از عمويمان فرهاد ميرزا حمايت و او را نسبت به ما بيگانه ، و مخالف فرامين ما مىكنند .
روز ديگر يكى از نوكرهايمان را خلاف ميل ما علنا مىبرند . امروز هم به زور مىخواستند خواهران ما را ببرند . . . ما تن به اين خفت و خوارى نبايد بدهيم . . . حالا كه روابط را قطع كرده است و