تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
شركت جست و عهدنامه گلستان را از طرف دولت ايران امضا كرد . وى تا مرگ فتحعلى شاه عهده‌دار وزارت دول خارجه بود . وى مدتى از بيم ميرزا ابو القاسم قايم‌مقام ثانى ، با سلطنت محمد شاه ، روى موافق نشان نمىداد . و همين‌كه قايم‌مقام را بر مسند صدارت ديد ، به حضرت عبد العظيم پناه جست ولى پس از قتل قايم‌مقام ، و روى كار آمدن حاجى ميرزا آقاسى ، وى از بست خارج شد . در به دو صدارت حاجى ، وزارت امور خارجه در عهدهء حاجى ميرزا مسعود انصارى گرمرودى آذربايجانى بود و وى دومين وزير دول خارجهء ايران بود . در سال 1257 يعنى در عهد محمد شاه ، بار ديگر ميرزا ابو الحسن خان به وزارت دول خارجه منصوب مىشود . بايد توجه داشت كه در آغاز تشكيل ، اين وزارت ، سازمان ادارى صحيحى نداشت . يعنى دفتر و ثبت و ضبطى در كار نبود . بلكه معاهدات و اسناد مهمه را در خزانهء دولتى ضبط مىكردند بقيهء اسناد در دست صدراعظم و وزراى امور خارجه و منشيان ايشان بود . و غالبا جزو نوشته‌ها و كاغذهاى شخصى ايشان از ميان مىرفت . خانم شيل « 1 » در كتاب خود به اين آشفتگى ادارى اشاره مىكند و مىنويسد براى امضاء سندى ، وزير خارجه مهر وزارتى را طلبيد معلوم شد كه مهر پيش خانم است ، و او براى زيارت به حضرت عبد العظيم رفته است . پس از جلوس ناصر الدين شاه ، در دورهء اميركبير ، مسعود انصارى همچنان در شغل وزارت خارجه برقرار ماند . پس از مرگ انصارى ، كارهاى اين وزارت را اميركبير شخصا تصدى مىنمود و ميرزا محمد عليخان ، نايب امير ، وزارت خارجه را به عهده داشت . » « 2 » ميرزا تقى خان اميركبير در دورهء كوتاهى كه وزارت امور خارجه تحت نظر او اداره و رهبرى مىشد ( از ربيع الاول 1265 به بعد ) ، دست به يك رشته اقدامات اساسى زد و اندك‌اندك به دستور اين وزير ايران‌دوست ، ثبت و ضبط آن منظم شد ، ترتيب تذكره به شكل صحيحى مجرا گرديد . مأموران ايران در خارجه ، موظف شدند كه از حوزهء مأموريت خود و احوال اتباع ايران در آن حوزه‌ها ، همه ماهه اطلاعاتى صحيح و مرتب به وزارتخانه بفرستند و در باب جزئيات امور از امير ، و دستگاه سياسى او در تهران دستور بگيرند . ثبت و ضبط مرتب وزارت امور خارجهء ما ، در حقيقت از دورهء امير است . و قبل از آن تاريخ كمتر سند يا نوشته‌اى به‌جامانده است . از آنجا كه غيرت ملى امير ، به سر حد كمال بود و هميشه مىخواست كه عرض و مال ايرانى در خارج ، از تعرض بيگانگان مصون بماند و مأمورين ايران در خارج مرتكب اعمالى نشوند كه نام ايران و ايرانى به زشتى و خفت مشهور شود ، فوق العاده در طرز رفتار ايشان دقت به خرج مىداد و غالبا با ارشاد و تحذير ، ايشان را به راه راست مىخواند . اينك دو فقره از دستورهايى كه او خطاب به مأموران زيردست خود فرستاده است :
هامش
( 1 ) .Sheil( 2 ) . اقبال آشتيانى ، عباس . ميرزا تقى خان اميركبير ، پيشين ، ص 29 - 227 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 613 | مرتضى راوندى