تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
آنچه نبشتم نيكو انديشه كند ، سخت به تعجيل بسيج آمدن كند ، تا اين تخت ملك و ما ضايع نمانيم . و به زودى قاصدان را بازگرداند ، كه عمت چشم به راه دارد . و هرچه به اينجا رود بسوى وى نبشته مىآيد . » « 1 » مادر مسعود نيز زنى متنفذ و باشخصيت بود و در كار به سلطنت رسانيدن پسرش نقش مهمى بر عهده داشته است . به همراه نامه ديگرى كه بزرگان و طرفداران مسعود به وى نوشته و او را دعوت به سلطنت كرده بودند ، مادر مسعود و حره ختلى نيز طى نامه‌هائى جداگانه مفادنامه‌هاى بزرگان را تأييد كرده و وى را آگاه گردانيده بودند كه براى برانداختن محمد و به سلطنت رسيدن مسعود ، زمينه آماده است . ( تاريخ بيهقى ، ص 18 ) . در اين دوره با زنانى كه در توطئه‌ها شركت داشته‌اند و يا بالعكس به زنانى كه از لحاظ با سوادى ، پارسائى خانه‌دارى و خدمت به دستگاه غزنويان معروفيتى كسب كرده‌اند نيز بر مىخوريم به عنوان نمونه همسر بايتكين نخستين غلام محمود را ذكر مىكنيم كه اين غلام مورد توجه بسيار سلطان بوده و در زمان مسعود والى زمين دلاور از ولايات بست بوده است . بيهقى مىگويد : « او زنى داشت سخت به كار آمده و پارسا و در اين روزگار كه مسعود به تخت ملك رسيد ، اين زن را سخت نيكو داشته ، به حرمت خدمتهاى گذشته ( ص 113 ) . پيوسته در مجالسى كه اين زن حضور داشت ، سلطان از وى مىخواست ، حكاياتى را كه از دوران پدرش محمود به ياد دارد بازگو كند . . . حرمسراى شاهان و شاهزادگان پر از زنان عقدى و غير عقدى ، نجيب‌زاده و كدبانو بود ، اين حرمسراها خود ، دستگاهى مستقل و مفصل داشته كه كارگزاران مختلف در آن به خدمت مشغول بودند و قسمتى از عايدات خزانه را به خود اختصاص مىداده است . در دورهء غزنويان زنان حرمسراها هيچ‌گاه نمىتوانسته‌اند ، با غلامان زيبا و با هنرى كه در نزد شوهران آنان قرب و منزلتى فراوان داشته‌اند رقابت و برابرى كنند ، ازاين‌رو زنانى كه نقشهاى سياسى ايفا كرده‌اند ، بسيار نادرند ( نگاه كنيد به زن در تاريخ بيهقى از دكتر شيرين‌بيانى يادنامه ابو الفضل بيهقى از صفحهء 71 به بعد ) . در دورهء سلجوقيان ( 429 - 590 ) به علت نقصان تعصب مذهبى و نفوذ سنن قبيله‌يى زنان كمابيش در كارهاى سياسى مداخله كرده‌اند . « با وجود اينكه منابع ايرانى و مسلمان ما ، با بىميلى و خشكى و خست فوق العاده از زنان اين دوره ياد كرده‌اند و بسرعت و اجمال از ذكر وقايع مربوط به آنان گذشته‌اند ( نظير آن را در راحة الصدور مىيابيم ) ، مع هذا در لابلاى همين جملات كوتاه و خشك آمارى از نفوذ فوق العادهء آنان در دورهء مورد بحث مىيابيم كه مؤلف و مورخ ناگزير از ذكر آن مختصر بوده است ( راحة الصدور راوندى به تصحيح اقبال و مينوى ص
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 13 به بعد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 60 | مرتضى راوندى