خود را به زبان انگليسى از روى نوشته شروع به خواندن نمود ، اول پادشاه ايران به محض شنيدن ، يك تكانى خورد . بعد معلوم بود كه از شنيدن آن خوشحال است . همينكه خطابه به آخر رسيد ، فورا جعفر على خان نمايندهء دولت انگليس مقيم شيراز ، جلو آمده ترجمهء فارسى آن را به عرض شاه رسانيد .
. . . پادشاه ايران پس از آن گفت كه دوستى اين دو مملكت قديمى است و اميد است كه بعدها اين دوستى روزبروز زيادتر گردد . بعد شاه سؤال كرد : - برادر من پادشاه انگلستان حالش چگونه است ؟ دماغش چاق است ؟ احوالش چطور است ؛ بعد سؤال كرد آيا شاه فعلى انگلستان پسر پادشاه سابق است كه اتباع او با ايران روابط داشتهاند ؟ . . . وقتى كه گفته شد اين همان پادشاه است كه در آن زمان هم سلطنت مىكرد ، شاه گفت عجب ! فرانسوىها در اين باب هم دروغ گفتهاند .
( چونكه فرانسويها شهرت داده بودند كه پادشاه انگلستان مرده است ) . « 1 »
بعد صندلى آوردند و به سفير اجازه دادند در حضور پادشاه جلوس نمايد . و اين اولين سفيرى بود كه به چنين افتخارى نايل شد . بعد اعضاى سفارت معرفى مىشوند و نمايندگان سياسى انگلستان مراجعت مىكنند . براى عقد معاهده بين دولتين ، شبهاى متوالى سفير و صدراعظم به بحث و مذاكره ادامه مىدهند بالاخره پس از انعقاد معاهده ، شاه سفير را به حضور خود مىخواند و با او با مهربانى سخن مىگويد و از موضوعات مختلف سؤال مىكند . از وضع امريكا مىپرسد و مىگويد شما چگونه به آن مملكت مسافرت مىكنيد ؟ آيا آن مملكت زير زمين است ؟ يا چطور ؟ بعد از وضع حكومت انگلستان سؤالاتى مىكند . وقتى به او مىگويد كه شاه انگلستان بدون دخالت پارلمان به انجام هيچ كارى مجاز نيست ، شاه تعجب مىكند و مىگويد چگونه ممكن است كه براى اقتدارات پادشاه بتوان حدى قايل شد ؟ » « 2 »
براى تحكيم مناسبات دوستى مقرر گرديد ميرزا ابو الحسن خان شيرازى به اتفاق مورير به لندن برود . سفيركبير ايران ، انتظار تشريفات بسيارى داشت ، غافل از آنكه در انگلستان مدتهاست كه تشريفات زايد از بين رفته است « و تصور مىنمود تشرّف به حضور پادشاه انگلستان نيز تقريبا مانند همان است كه در ايران معمول مىباشد . . . ، سفير ايران پادشاه انگلستان را در قصر ملكه ملاقات نمود . اين ملاقات خيلى ساده و بىتكلف بود . برعكس ، در ايران همينكه شاه از دور ديده مىشود ، بايد با خيلى احتياط جلو رفت و پيوسته تعظيم نمود ، تقريبا در يك فاصله معينى كفشها را از پا درآورد و با اجازه داخل اتاق پادشاه شد ، در حالى كه شاه خودش در روى تخت جلوس نموده است . در انگلستان اينطور نبود سفير ايران مستقيما داخل اتاق پادشاه شد ، در حالى كه پادشاه خودش در وسط اتاق سر پا ايستاده بود و تعظيم هم لازم نداشت . كفش خود را هم از پا درنياورد . عجيبتر از همه اينكه ، سفير ايران اعتبارنامهاش را مستقيما به دست خود
هامش
( 1 ) . همان ، ص 99 - 98 .
( 2 ) . همان ، ص 100 .