حد نخلستان او را استقبال كنيد ، با او به چادر جنرال مالكم برويد . . . قبل از آنكه ايلچى دول خارجه به پاىتخت رسد وضع مراودهء او با فرمانروايان ممالك و حكام بلاد ، از امور مهمه است . بايد قبل از وصول و دخول به شهرى او را استقبال كنند . و سياق ملاقات اشخاصى كه ايلچى از ايشان ديدن مىكند نيز از روى دقت ، محل بحث است . صاحبانمناصب و عدد كسانى كه به استقبال او مىفرستند و مسافتى كه بايد طى كنند ، وقتى كه بايد از اسب فرود بيايند نيز ، از مهمات مراسم است . زيرا كه كاشف از اعتنا و احترامى است كه به سفير مىنمايند ، در اول ملاقات با شاهزادگان و اعيان مملكت حركت سير ، برخاستن از جا ، استقبال تا دم فرش ، يا تا دم در يا بيرون در جايى كه او بايد بنشيند ، همه از امور بسيار مهم است . و لذا هميشه پيش از وقت درين بابها گفتگو مىشود . . . ملتى كه مانند اهالى ايران خبر صحيح از احوال ممالك بعيده ندارد و كليهء حالات دول را از ظاهر سفراى آنان قياس مىكند ، بيشتر مراعات اين مراتب را مىنمايد . . . » « 1 »
براى آنكه خوانندگان بدانند كه در آغاز قرن 13 هجرى و در طليعهء قرن نوزدهم ميلادى چگونه زمامداران غرب به واقعيات مىانديشيدند ، و تنها در فكر تأمين منافع سياسى و اقتصادى كشور و ملت خود بودند ، در حالى كه در ايران زعما و رجال سياسى جز سودپرستى ، ظاهرسازى ، خودفريبى و فرار از واقعيات ، هنر ديگر نداشتند ، نمونهاى چند از تشريفات پوچ و بىمعنى آن ايام را كه خود از عقبماندگى فرهنگى ما حكايت مىكند ، ذيلا نقل مىكنيم :
مقدمات شرفيابى سرهارد فورد جونس به حضور فتحعليشاه
به طورى كه از سفرنامهء مورير برمىآيد ، براى سفير پادشاه انگلستان قبل از حركت ، جوراب بلند از ماهوت سرخ و كفش ساغرى پاشنه بلند آوردند . وقت ظهر نمايندگان سياسى با هدايا از منزل حركت كردند .
جزو هدايا يك قطعه الماس ، يك انفيهدان عاج و يك ترياكدان بود .
هنگام حركت ، فراشهاى شاهى جلو ، يدكهاى خود ايلچى بعد و دنبال آنها يك دسته سوار ايرانى با شمشيرهاى از غلاف كشيده ، بعد شيپورچى و تخت روانى كه در آن نامه و هدايا بود ، حركت مىكرد بعد از آن چند سوار ايرانى با شمشيرهاى برهنه . و بعد سفير و اجزاى سفارت به راه افتادند . و بعد از عبور از خيابانها و كوچههاى پرگل وارد ميدان ارك شدند . « 2 »
مورير گويد وقتى كه سه بار تعظيم كرديم ، تقريبا به حضور شاه نزديك شديم . رئيس تشريفات با صداى بلند گفت شهريارا ، قبلهء عالم ، سرهارد فورد جونس سفير پادشاه انگلستان ، برادر اعليحضرت شهريارى ، كه حامل نامه و هداياى پادشاه انگلستان است ، استدعاى تشرف به خاكپاى مبارك را دارد . پادشاه ايران از درون اتاق با صداى بلند گفت : - « خوش آمديد » ، در اين هنگام ما كفشهاى خود را بيرون آورده به حضور شاه رفتيم ، وقتى كه ما وارد اتاق شديم ، سفير ما رفت به طرف تخت پادشاه كه نامهء پادشاه انگلستان را به شاه بدهد ، در نيمهء راه ميرزا محمد شفيع صدراعظم جلو آمده نامه را گرفت و برد پهلوىنامه پيش شاه گذاشت . پس از آن سفير خطابهء
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، پيشين ، ج 2 ، ص 201 .
( 2 ) . همان ، ص 97 - 96 .