روس بودند . دولت فرانسه كه در اين موقع ناظر اوضاع آشفته ايران بود مىكوشيد به يارى ايران و عثمانى سدى در برابر سياست تجاوزكارانه روسيه تزارى به سوى هند ايجاد كند . « در تعليماتى كه در تاريخ 15 ماه مه 1807 ( 7 ربيع الاول 1222 ) به گاردان داده شده ، ايجاد هماهنگى نظامى ميان ايران و عثمانى از اصول كارهاست « . . . آقاى سرتيپ گاردان بايد جهد وافى مبذول دارد تا ايران و عثمانى ، تا حدى كه ممكن است در عمليات نظامى بين درياهاى خزر و بحر سياه عليه روسها به توافق قدم بردارند ، زيرا نفع هردو مملكت يكى است چه روسيه به علت وسعت بيابانها . . . چشم طمع به همسايگان جنوبى دوخته و آنها را در معرض تهديد قرار داده است » « 1 »
فرانسه به مملكت ايران به دو نظر مىنگرد : از يك طرف ايران را دشمن طبيعى روسيه مىداند ، از طرف ديگر سرزمين آن را وسيله و راهى براى لشكركشى به هند مىشمارد « 2 » و در مرحله آخر سرتيپ گاردان نبايد فراموش كند كه منظور عمدهء ما عقد اتحاد مثلثى است بين فرانسه و باب عالى و باز كردن راهى به هند و تحصيل متحدينى بر ضد روسيه . « 3 » ولى چنان كه مىدانيم پيمان تيلسيت « 4 » سياست ناپلئون را در عقد پيمان سهگانه و پشتيبانى از ايران دگرگون كرد . قبل از آنكه سازشى بين فرانسه و روسيه صورت پذيرد ناپلئون به عجله و شتاب مأموران عالىرتبه بصير و جدى به طرف ايران يكى بعد از ديگرى روانه مىكند اول آمدهژوبر « 5 » نامى را در تاريخ 16 فوريه 1805 روانه نمود ، بعد آجودان خود ژنرال روميو « 6 » را با دستور مخصوصى به ايران فرستاد . و هريك از اينها حامل مكتوب مخصوص ناپلئون بودند كه به هرنحوى بود با رنج و زحمت زياد خودشان را به تهران رسانيدند و نامه ناپلئون را به دست فتحعلى شاه دادند . با اينكه روميو بعد از ژوبر حركت كرده بود ، اين شخص در اوايل ماه اكتبر 1805 ( مطابق اواسط رجب 1220 ) به تهران رسيد و نامهاى را كه حامل بود به عرض شاه رسانيد . اين است ترجمهء فارسى آن نامه كه آجودان ژنرال روميو حامل بود :
مكتوب ناپلئون بنا پارت به فتحعلى شاه پادشاه ايران
: پاريس ، 30 مارس 1805 ( سلخ ذيحجه 1219 ) .
« من بايد باور كنم فرشتگانى كه پاسبان سعادت دولتند ، خواستار آنند كه من با مساعى كه تو در تأمين قدرت مملكت خويش به كار مىبرى ياورى كنم ، زيرا كه يك فكر در يك زمان در اذهان ما خطور كرده است . مأمورينى كه حامل مكاتيب ما بودهاند ، در استانبول به هم برخوردهاند و در ضمن اينكه حكمران تبريز از جانب تو با فرستادهء من در حلب باب مكاتبه را مىگشود ، به مأمور مزبور از جانب من فرمان رسيده بود كه با وزراى تو در سرحدات عثمانى رابطه برقرار كند .
هامش
( 1 ) . ترجمه مأموريت گاردن ، ص 32 .
( 2 ) . همان ص 43 .
( 3 ) . همان ص 47 بنقل از بررسيهاى تاريخى خرداد و تيرماه 54 ص 19 به بعد مقاله محمد امين رياحى .
( 4 ) .Tilsit( 5 ) .Amedee Jaubert( 6 ) .Genetal Romieu