تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
شاه عباس كه در كاشان بود امر داد كه سفير را بدانجا روانه نمايند . در 20 صفر ، سفير ، با احترام و جلال به آن شهر وارد شد . شاه عباس خوانچهء اطمعه و اشربه و ميوه‌هاى گوناگون و از آن جمله انگور اعلا نزد سفير فرستاد . . . شاه عباس حاج خسرو را مأمور كرد تا به سفير بگويد كه شاه ميل دارد سفير را در ميدان بار دهد تا عموم اهل شهر و ايلچيان بخارا و دول ديگر ببينند از سفير يك دولت معتبرى چگونه پذيرايى به عمل مىآيد . سفير روس اين تكليف را رد كرد و شاه نيز قبول نمود كه در خلوت پذيرايى كند . ملاقات دوم بر وفق دلخواه شاه در ميدان به عمل آمد و در 23 صفر مراسم چراغانى و آتشبازى نيز صورت گرفت . خلاصه تا 19 جمادى الاخر كه شاه در كاشان اقامت داشت ، شش بار از سفير پذيرايى نمود و گاهى او را به تيراندازى دعوت نمود و از توپخانه روسيه صحبت مىداشت . « 1 »

سفير ترك در دربار شاه عباس

پيترو جهانگرد ايتاليايى مىنويسد ، تركها براى تحميل پيشنهادات خود ، هياتى را به ايران گسيل داشتند . ولى شاه كه از پيش به وسيلهء مأموران و مهمانداران خود كمابيش از نظريات آنان آگاه بود ، مدتها از پذيرفتن آنها خوددارى مىكرد . پس از آن‌كه در آخرين روز ماه اوت ( 1619 ) سفير را پذيرفت ، به ديگر نمايندگان ترك اجازه حضور نداد ، موقعى كه سفير نامهء خود را تقديم كرد ، ديگران شنيدند كه شاه با صداى بلند گفت : فقط موقعى با تركها صلح خواهم كرد كه بغداد و حلب را تصرف كرده باشم . و من از اين حرف واقعا خنده‌ام گرفت . زيرا مىدانم از مبالغه‌هاى عجيب شاه عباس است . همراهان سفير ترك اجازه شرفيابى نيافتند و همه در بيرون منتظر ماندند . به هيچ يك ، حتى اجازه نشستن داده نشد . . . همان روز صبح شاه دستور داده بود در شهر جار بزنند كه احدى حق ندارد با سفير ترك يا با همراهان او صحبت كند ، يا معامله‌اى با آنان انجام دهد و جنسى اعم از خوراكى و پوشاكى به ايشان بفروشد . زيرا تمام آذوقهء آنان ، از طرف شاه تأمين مىشود . اين رفتار شاه نسبت به تركها به عنوان عمل متقابل رفتار آنان ، نسبت به سفير ايران انجام گرفت . و از طرفى شاه خواست به سفير امكانى براى جاسوسى ندهد . سپس پيترو مىنويسد چون هيچ خبرى در دربار ايران مكتوم نمىماند ، بلافاصله شرايط صلح منتشر شد . شرايط عبارت بود از آنكه شاه همه ساله دويست تا سيصد بار ابريشم بدهد ، زمينهايى را كه از تركها گرفته است يعنى تبريز شيماخى و شيروان و غيره را پس بدهد و فرزند خود را به عنوان گروگان ، به تركها بسپارد جز در مورد ابريشم ، در ساير موارد شاه پيشنهادات تركها را رد كرد . در ملاقاتى كه در روز سوم سپتامبر 1619 به عمل آمد ، وقتى كه سخن از گروگان به ميان آمد شاه عباس . . . دست به شمشير برد و از
هامش
( 1 ) . تاريخ اجتماعى كاشان ، پيشين ، ص 122 ( نقل از : تاريخ روابط سياسى ايران با دنيا ، ج 1 ، ص 277 ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 583 | مرتضى راوندى