سفراى هندوستان و مسكوى در حضور شاهعباس
: پيترو كه خود ناظر پذيرايى از سفراى مسكوى و هندوستان بوده ، در پيرامون طرز پذيرايى شاه و هدايايى كه دو سفير تقديم كردهاند ، چنين مىنويسد : « همينكه شاه به ميدان آمد و از اسب پياده شد ، مهماندار بلافاصله به سوى سفراى مسكوى رفت و آنان را به نزد او برد . سفير بزرگ ، نامهء امپراتور خود را تقديم كرد .
شاه آن را گرفت و طبق معمول ، سخنان ملاطفتآميزى بر زبان راند كه چون دور بودم ، نتوانستم بشنوم . سپس با آن سه نفر يعنى دو نفر مسكوى و منشى امپراتور و همچنين سفير هند ، به خانهء على پاشا داخل شد و همگى در ايوان آن خانه كه مشرف بر ميدان است ، نشستند و باقى روز و تقريبا تمام شب را در آنجا به ميگسارى پرداختند . و ديگران براى خود در ميدان گردش مىكردند .
پس از آنكه شاه به روى ايوان آمد ، نمايش هدايا آغاز شد . و آنها را نخست از برابر وى مىگذرانيدند و سپس دور ميدان مىگردانيدند و بيرون مىبردند . هداياى سفير هند را پيش از هداياى سفير مسكوى از نظر گذرانيدند . اين هدايا مركب بود از بيست و نه شتر حامل بارهاى پرحجمى كه گمان مىكنم پر از پارچههاى كار هند بود .
پس از آن اتاقك بزرگى را ، كه از چوبهاى طلايى بسيار ظريف و زيبا ساخته بودند ، به معرض نمايش گذاشتند و سپس مقدار زيادى شمشيرهاى مرصع و سلاحهاى ديگر كه همگى به سنگهاى قيمتى تزيين شده بود ، و در پى آن بيش از صد طبق پر از عمامههايى كه در هند تهيه مىشود ، در روى هرطبقى پنج تا شش عدد ديده مىشد ، نشان دادند . طبقها همه چوبى و روى آنها رنگ شده بود و در ايران هميشه براى حملونقل اشياء و تقديم هدايا از اين طبقها استفاده مىكنند .
يكى ديگر از هدايا دندان حيوان بسيار بزرگى بود كه دو نفر در دست گرفته بودند . و قطعا دندان فيل يا نوعى ماهى بود كه از آن در ايران معمولا دستهء چاقو و خنجر و سلاحهاى ديگر مىسازند .
پس از آن ، نيز هداياى كم اهميتترى به معرض نمايش درآمد كه من به درستى آنها را نديدم .
ولى در پايان ، پنج عرابهء هندى از نظرها گذشت كه هريك دو چرخ بيشتر نداشت و نشيمنگاه چهارگوش آن را نيز بىكرسى و هموار ساخته بودند . بهطورىكه با طرز نشستن ما ، دو نفر ، به زحمت در آن قرار مىگرفتند . ولى به رسم نشستن شرقيها چهار نفر به خوبى مىتوانستند در آن جاى بگيرند و بر بالشهاى گرد متعددى كه در اطرافش چيده شده بود تكيه بزنند .
تمام اين عرابهها ، به طلا و پارچههاى زربفت آرسته بود و هريك را دو گاو سفيد بسيار پاكيزه مىكشيدند كه بر روى آنان نيز پارچههاى ظريف و زيبايى قرار داشت . گاوهاى هندى با گاوهاى ما تفاوت دارند ، به اين معنى كه بر روى پشت آنان نزديك گردن ، كوهانى قرار گرفته است . از اين جهت ، به شتر بىشباهت نيستند . بعلاوه مانند اسب مىدوند . و عرابههاى هند يعنى سرزمين شاه سليم بىاندازه سبك هستند كه در موقع لزوم ، بلافاصله گاوها را از آن جدا مىكنند و