تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
بدون در نظر گرفتن سوخت براى غذا . سپس مىنويسد : سفير بايد ، اسب ، خودش بخرد چادر تهيه كند و شتر كرايه نمايد ، حرفى نيست كه ايرانيان مردمى متمدن هستند و سفر بىمخاطره مىباشد و بيم مواجهه با راهزن يا دزد نيست . . . بعيد نيست كه در پشت اين پرده ، تضاد كمپانى هند شرقى و دولت انگليس و زمينه‌چينى و سوءنيت بعضى از رجال ايران در تيره شدن مناسبات ايران و انگليس مدخليت داشته باشد ، نامه‌يى كه از طرف توماس شرلى برادرزاده ربرت شرلى به چارلز اول تقديم شده و به اظهارات و اتهامات نارواى برخى از تجار انگليسى اشاره شده است به خوبى نشان مىدهد كه بين محافل ذىنفع و ذىنفوذ انگلستان نيز هماهنگى وجود نداشته است و شايد مجموع اين عوامل و اظهارات ضد و نقيضى كه به شاه گزارش مىدادند ، او را از اتخاذ تصميم راسخ بازداشته است . . . سرانجام در اوت 1628 شاه ايران پاسخ پادشاه انگلستان را به نمايندگان سياسى تسليم مىكند اين نامه در پارچه نقره‌دوزى ، پيچيده بود و بندهاى نخى بدان بسته بودند و مهر شاه بر آنها زده شده بود . » « 1 » لسترنج در ديباچه كتاب دون‌ژوان ايرانى راجع‌به موقعيت جهانى ايران در آغاز قرن هفدهم چنين مىنويسد : در ده سال آغاز قرن هفدهم ميلادى ( قرن يازدهم ه ) ، ايران ، كه نيرويى عظيم به شمار مىآمد ، در وضع بسيار مساعد و مطلوبى قرار داشت ، كه هرگز از زمان حملهء عرب يعنى قرن هفتم ميلادى چنين روزگارى را نديده بود . يك قرن پيش از اين زمان ، شاه اسماعيل ، نياى شاه عباس ، ايرانيان را با شدت عمل و فشار بسيار خويش ، به يك ملت واحد مبدل ساخت . بعلاوه وى با اعلام اين‌كه مذهب رسمى ايرانيان شيعه است ، با اصل خاص پيروى از امامانى - كه خود او نيز اصل و تبار خود را به آنان مىرسانيد - و اين اصل ناچار بايد مذهب واحد و منحصربه‌فرد قاطبهء مردم ايران باشد ، تركان سنىمذهب را كافر و مرتد جلوه‌گر ساخت . وى و جانشينانش ، صد سال يعنى تا زمان شاه عباس ، همچنان جنگ با سلاطين ترك عثمانى را ادامه دادند . اما اين جنگها ، گاهى با فتح و گاه با شكست مواجه مىشد . بنابراين شاه عباس تصميم گرفت ، با كشورهاى مسيحى اروپايى كه به گمان وى حاضر بودند با او در برابر سلطان عثمانى متحد و به قسطنطنيه حمله‌ور شوند و تركان را شديدا در مخاطره قرار دهند ، پيمان اتحاد ببندد . بنابراين شرلى درست در ساعتى سعيد و خجسته رسيد . وى هيچ‌گونه اعتبارنامه‌اى از ملكه اليزابت نداشت تا ارائه دهد . ولى خويشتن را يكى از اعيان و نجباى مورد اطمينان ملكه معرفى و پيشنهاد كرد تا سفير را به علياحضرت و ديگر پادشاهان و فرمانروايان اروپا معرفى كند . ايرانيان آن زمان به آمدن سفيران پادشاهان مسيحى ، به خوبى خو گرفته بودند . . . هيأت سفارت تشكيل
هامش
( 1 ) . سفرنامهء استودارت ، ترجمهء احمد توكلى ، مقدمه سروينس راس ، بنقل از فرهنگ ايران‌زمين ، ج 88 ، ص 162 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 579 | مرتضى راوندى