تحمل رنج فراوان سرانجام اجازه شرفيابى حاصل مىكنند سفير انگليس از اينكه اطرافيان ، مرتبا از او هديه مطالبه مىكنند اظهار شگفتى مىكند پس از بار يافتن ، نماينده دولت انگلستان شرح ما وقع و مبارزه وحشيانه نقدعلى را با شرلى ، شرح مىدهد و از شاه ايران تقاضاى رسيدگى و اعلام كيفر مىنمايد ، سپس سفير مىگويد : « شاه انگلستان خداوندگار و فرمانرواى او ، وى را فرستاده كه اتحاد محكمتر از آنچه اجداد اعليحضرتين وجود داشته است ايجاد نمايد و در پايان گفت هيچ هديهاى همراه نياورده است زيرا در انگلستان و دنياى غرب مرسوم است كه اول دوستى و اتحاد را ايجاد ، سپس هدايا را ارسال دارند . . . سپس شاه با كلماتى ملاطفتآميز در پاسخ سفير گفت گرانبهاترين هديهاى كه ممكن است شاهى بفرستد همانست كه اكنون سفير همراه آورده است يعنى محبت و دوستى پادشاهى عظيم الشأن - در مورد نقدعلى ، شاه ايران گفت كه او حالا مرده است و از دسترس ما دور است راجعبه ساير مطالب هيچ جوابى نداد مخصوصا راجعبه شرلى نه در تأييدش چيزى گفت و نه اقدامات نقدعلى بيگ را رد كرد ( ناگفته نماند كه نقدعلى در نزديكى سواحل هند درحالىكه از ناراحتى وجدان رنج مىبرد خودكشى كرد ) بعد از اين ، سفير گفت من از طرف پادشاه انگلستان آماده براى انعقاد قراردادهايى كه به حال دو دولت سودمند باشد مىباشم ، شاه وعده كرد بار ديگر با وى در اين موارد مذاكره كند و به سوى قزوين حركت كرد سفير نيز راه قزوين پيش گرفت ولى از اين تاريخ به بعد مهمانداران ايران ، با سفير انگليس و همراهانش با سردى رفتار مىكنند ، نسبت به مسائل مربوط به كشتى جنگى و امور بازرگانى و حدود اختيارات شرلى و قول و قرارهاى او از طرف شاه و نمايندگان او هيچگونه پاسخ قطعى و روشن داده نمىشود ، چون در اين جريانات سفير انگلستان مىميرد ، جانشين او به پادشاه انگلستان بعدا چنين گزارش مىدهد : اربابم سفير انگليس در زمان حياتش در قزوين شصت و پنج نفر انگليسى و ارمنى و مراكشى و هشت رأس اسب در خدمت داشت براى مخارج اين عده شاه روزانه 3104 ليره مقرر داشته بود كه داروغه به صورت عوارض روزبروز دكان به دكان جمعآورى مىكرد ، از يكى نيم پنس و از ديگرى يك پنس به تناسب كم و زيادى درآمد به عنوان خرج مهمانى شاه از آنها مىگرفت . »
نماينده سياسى انگليس درحالىكه به رفتار غير دوستانه دولت ايران به شدت اعتراض مىكند صورتى از هزينه زندگى ، در آن ايام به دست مىدهد :
شش پوند / سه كيلو / گوشت / 10 پنس
شش پوند / سه كيلو / برنج / 4 پنس
دوازده پوند / شش كيلو / نان / 8 پنس
دو ظرف پنير / 4 پنس
يك پوند و نيم كره / 4 پنس
آب هرجا به دست بياوريم / 5 پنس
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 578
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٧٨