كشتىهاى كمپانى به انگلستان نقدعلى بيگ سفير جديد ايران با اين كشتى وارد شد و به محض ورود به لندن اعلام داشت كه ربرت شرلى جاعل است و استوارنامه وى جعلى است . منظره اولين ملاقات بين ربرت و نقدعلى بيگ بهطورىكه ناظران عينى نوشتهاند بسيار تند و دور از نزاكت بود اين وضع غيرطبيعى دولت انگلستان را بر آن داشت كه قبل از هركار به كشف حقيقت بپردازد « سردود مورگوتون عضو دفتر مخصوص ما كه مورد اعتماد خاصه بود به عنوان سفير كبير ، مأمور دربار ايران شد و مقرر گرديد پس از تقديم استوارنامه به عرض شاه ايران برساند كه سرربرت شرلى سابقا از طرف او به سفارت به اينجا آمده بود ، مجددا با مأموريتى از طرف او بازگشت و پدر فقيد عزيزم كه روحش شاد باد وى را به عنوان سفيركبير پذيرفت و همان محبت هم از جانب ما با وى شد ، بگو كه سرربرت شرلى پيشنهاد روى منافع مشترك دو ملت درباره عقد قرارداد و مشاوره به ما كرد و پس از آن سفير ديگرى نقدعلى بيگ با مأموريت از آن شاه وارد شد و بلافاصله پس از ورود با سرربرت شرلى در ملأ عام مخالفت ورزيد و به وى كه در معيت يكى از رجال و نجباى اين كشور به ديدن آن سفير رفته بوده رفتارى خشونتآميز نشان داد و استوارنامهاى را كه به او ارائه شده بود پاره كرد و سرربرت شرلى را زد كه اين رفتار وى نسبت به يكى از نجيبزادگان اين مملكت مستبعد و بر خلاف تمام اصول و روش مردمان اين كشور است و اگر به احترام شاه ايران ( كه وى سفيرش بود ) نمىبود در اين دولت كه عدالت و تمدن با چنان دقت و شدت و احترام رعايت و اجرا مىشود جسارت وى اغماض نمىشد و چون حضور دو مأمور از طرف يك فرمانروا يا مخالفت يكى با ديگرى عادى نبود ، شما بايد در حضور شاه با تشريح وضع عجيبى كه اين اتفاق پيش آورد از مقام و دستورهاى هريك از دو سفير كسب اطلاع كنى و نظر ايشان را نسبت به هريك بفهمى .
همچنين پيشنهادهايى را كه از طرف سرربرت شرلى به ما شد و شما سواد آن را از دبير مخصوص ما دريافت خواهى داشت به شاه ارائه بده و اگر شاه با آنها موافق و مايل به عملى ساختن آن از طرف ما شد ، با اطمينانهايى كه از طرف وى هم عمل خواهد شد شما مأمور هستيد آنها و بعلاوه هرچيز ديگر را كه شاه مايل باشد ، به عرض ما برسانيد .
همچنين شما مىتوانيد به نمايندگى و به نام ما قول داده و تعهدنمايى كه ما از صميم قلب هرامر منطقى را كه مناسب امور ما باشد و دوستى ما را تشديد كند و به نفع ملت ما باشد و از طرف شاه پيشنهاد بشود و شما در مراجعت از طرف شاه به ما بگويى ، جواب مثبت خواهيم داد .
بالاخره ميل قلبى ما اين است كه شما هيچ لقب يا مقامى نپذيريد و كنسولى منسوب نسازيد و در امور بازرگانى و مال التجاره آنها كه با ايران معامله مىنمايند دخالت نكنيد و فقط طبق اين دستور العمل بدون اينكه ايجاد زحمت يا خرج يا ناراحتى براى بازرگانان ما بكنيد رفتار نماييد ، تخلف از اين دستور سبب هدم خون شما خواهد بود . » وايتهال 15 آوريل 1626 - در خلال اين مسافرت در زمامداران دو كشور تغييراتى پديد مىآيد نمايندگان سياسى انگلستان پس از
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 577
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٧٧