تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
شاهند . . . سفيران هريك نامه‌هايى از طرف پادشاهان خود تقديم كردند . » « 1 »

پذيرايى از ميهمانان

يكى از همراهان شرلى مىنويسد : در ايران صندلى نيست و ما بر روى قالى نشستيم . من چون نمىتوانستم به دو زانو بنشينم ، بر چهار زانو نشستم . سفير عثمانى كه در مجلس حاضر بود به شاه اشاره كرد كه مردم انگليس معمولا بر صندلى مىنشينند و بر زمين نشستن براى ايشان دشوار است . شاه عباس بيدرنگ از جاى برخاست و به اتاق ديگر رفت و ميز كوچكى را كه بر آن بطريهاى شراب مىنهند ، به وسيله غلام بچه‌اى از آنجا پيش ما آورد و دستور داد تا در روى آن قاليچه گلدوزى شده‌اى افكندند و به من امر كرد تا بر روى آن بنشينم ، سپس شراب خواست و به سلامت من شراب نوشيد و گفت كه نعل كفش يك عيسوى را بر بزرگترين مردان عثمانى ترجيح مىدهد . « 2 »

پذيرايى از نمايندگان انگلستان در عهد شاه عباس

يكى از نمايندگان انگلستان ضمن توصيف وقايع سپتامبر 1628 مىنويسد : « طرز مهمانى چنين است : اطاقها از يك طرف باز است . و ستونهاى چوبى جلو آن اطاق كه دراز و زيباست قرار دارد در جلو اطاق حوضى واقع است كه اطرافش را سبزه و گل كاشته و بطريهاى شراب چيده بودند ، اطاق بنا بر عادت ايرانيان پوشيده از قالى است و مردم بر روى آن مىنشينند . . . سفره را در وسط اطاق مىگسترانند و بر روى آن انواع ميوه را مىچينند ، بطريهاى شراب و نيز ظرف نقره ، براى اينكه آب دهان در آن بيندازند يا هسته و پوست ميوه در آن بريزند سر سفره مىگذارند ميهمانان به اين طريق از صبح تا شب در اطراف سفره مىنشينند و به نوشيدن شراب يا خوردن ميوه مشغول مىشوند ممكن است كباب جوجه يا كباب گوشت به عنوان غذا بخورند ، بلافاصله بعد از آنكه شمعها را روشن كردند سينيهاى بزرگ ، مملو از پلو كه يك نفر به زحمت آن را برمىدارد ، به مجلس مىآورند ، پلو را برنگهاى مختلف ملون مىكنند . مهمانى به اين ترتيب برگزار مىشود البته فراموش نشود كه بعد از شام نواى موسيقى به ترنم درمىآمد و رقاصه‌ها مىرقصيدند و آتش‌بازى مفصلى مىشود ، شب در اطراف حوض چراغهاى كوچكى قرار مىدهند . » « 3 » چنان كه گفتيم « در 1598 آنتونى شرلى به مراهى عدهء بيست و پنج نفرى به طور خصوصى به ايران مسافرت كرد ، اين مسافرت بدان جهت بوده كه خبر توجه شاه عباس به ارامنه و حمايت از آنها به پاپ رسيد و پاپ به تصور اينكه شاه عباس علاقه‌اى به مذهب عيسوى پيدا كرده است شرلى را تشويق كرد كه به ايران مسافرت نمايد و در صورت امكان شاه عباس را به مسيحيت فرقه كاتوليك بگرداند . يكى از همراهان آنتونى شرلى برادرش ربرت بود . . . » سال بعد شاه عباس آنتونى شرلى را مأموريت داد كه به دربار سلاطين مسيحى برود و آنها را دعوت نمايد كه با وى عليه تركها كه آن روز دشمن مشترك اروپا و ايران بودند اتحاديه‌اى تشكيل دهند . . . مقارن رسيدن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 59 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 239 . ( 3 ) . فرهنگ ايران‌زمين ، جلد 8 ، ص 211 .