تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
باشد ، مرخص مىكرد . ولى اگر بر خلاف ، مىخواست در موضوع دلخواهى بحث كند به آسانى رشتهء سخن را بدان موضوع مىكشيد و به ميل خود نتيجه مىگرفت . » « 1 » سفيران بيگانه و جهانگردان فرنگى دربارهء رفتار محبت‌آميز اين پادشاه و سرگرميها و تفريحاتى كه براى ايشان فراهم مىساخته است ، در سفرنامه‌هاى خود مطالبى شيرين نوشته‌اند ؛ شاه براى دلخوشى و سرگرمى سفيران ، آنان را با خود به شكار مىبرد ، در جشنهاى ملى مانند جشن نوروز و جشن آبريزان و امثال آنها دعوت مىكرد . گاه دستور چراغانى و آتشبازى مىداد يا با ايشان به قهوه‌خانه‌ها مىرفت و يا در بازارهاى بزرگ به معيت ايشان به گردش و تفريح و گفتگو و شوخى با مردم شهر و تماشاى رقص و بازيهاى مختلف مشغول مىشد . « 2 » « شاه عباس گاه براى ورود سفيران كشورهاى بزرگ ، تشريفات فوق العاده ترتيب مىداد ؛ از آن جمله در ماه رجب سال 1028 هجرى قمرى ، در روزى كه سفيران هندوستان و عثمانى و دولت مسكوى ( روسيه ) به اصفهان وارد مىشدند ، فرمان داد همهء مردم اصفهان ، از مسلمانان و فرنگى و گبر و يهود و ارمنى ، از ايشان استقبال كنند . پىيتر و دلاواله ، جهانگرد ايتاليايى ، شرح ورود سفيران هند و عثمانى و مسكوى را در سفرنامهء خود به تفصيل نگاشته كه قسمتهايى از آن را نقل مىكنيم : . . . از چند روز پيش شاه به شصت هزار تفنگدار پياده از مردم اصفهان و اطراف آن شهر و حتّى از شيراز و يزد و كرمان فرمان داده بود كه با بهترين وضعى در روز معين حاضر شوند . ايشان نيز دسته‌دسته از نواحى مختلف با لباسهاى رنگارنگ و سرورانگيز و عمامه‌هاى مكلل به پرهاى زيبا گرد آمدند . هر دسته فرماندهى مخصوص داشت و با آهنگ طبل و نى و آلات موسيقى ديگر ، مانند سنج حركت مىكرد . هر دسته نيز پرچم يا علم جداگانه‌اى داشت . اين شصت هزار تن در دو صف از قصر شاهى تا قريهء دولت‌آباد كنار يكديگر ايستادند و هريك تفنگى در دست داشت كه قنداقش را به پهلوى خويش چسبانيده و لوله‌اش را به سوى آسمان نگه داشته بود . آن روز صبح در كوچه‌ها صداى طبل و شيپور و سازهاى گوناگون گوش را كر مىكرد . . . جلو قصر شاه در طول ميدان نقش‌جهان ، گذشته از دو صف تفنگدار ، يك دسته غلامان خوش‌صورت نيز در دو صف ايستاده بودند كه برخى جامهاى زرين شراب و برخى ديگر ظرفهاى پر از آب يخ در دست داشتند و مردم را آب ، يا شراب مىدادند . . . رجال و اعيان با جامه‌هاى فاخر ابريشمين و عمامه‌هاى مكلّل به جواهر قيمتى و پرهاى زيبا بر اسبان اصيل گرانبها كه زين و لگام زرين و سيمين داشتند ، در ميان‌سواران و ملازمان خود حركت مىكردند . . . علاوه بر اين ، شاه دستور داد كه بيست و پنج تن از زنان حرم نيز در پذيرايى شركت كنند . اينان نيز سوار بر اسب ، روبندها بالا زده با روى باز حركت كردند و با نظم كامل به استقبال سفيران رفتند . مشهور بود كه از زنان حرم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 64 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان ، ص 69 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 575 | مرتضى راوندى