تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
به ايران فرستاد و امتيازاتى براى خود تحصيل كرد . پس از آن‌كه در سال 996 هجرى پيروزى نهايى نصيب انگليسيها شد و سيادت بحرى از دست اسپانى و پرتغال خارج گرديد ، سرمايه‌داران و تجار انگليسى بر آن شدند كه از طريق دريا با ايران و هندوستان به تجارت ادامه دهند . و بالاخره در سال 1600 ميلادى شركت هند شرقى تأسيس شد و به اين فكر صورت عمل بخشيد . و هلنديها نيز كه از سالها پيش با فيليپ دوم ، پادشاه اسپانيا براى تحصيل استقلال ، دست و پنجه نرم مىكردند ، كم‌كم موفق شدند شركت هند شرقى هلند را براى تجارت با هندوستان و ايران و ديگر مناطق تشكيل دهند . به اين ترتيب ، دو دولت تازه‌نفس انگلستان و هلند ، متفقا بنيان قدرت ديرين اسپانيا و پرتغال را در هم ريختند و غالب دار التجاره‌ها و متصرفات پرتغال را در اقيانوس هند و كبير به حيطهء نفوذ خود افزودند . در اين ايام ، دولت صفويه ، از بركت حسن سياست شاه عباس ، نفوذ فراوان كسب كرده بود . به همين مناسبت ، مردم جزاير و بنادر خليج‌فارس ، كه از ديرباز كينهء اجانب را در دل داشتند ، سر به طغيان برداشتند . مردم بحرين در يك بلواى عمومى بر عمال پرتغال شوريدند و عيسويان غاصب را قتل عام كردند و رئيس التجار پرتغالى را به دار آويختند . پس از فتح بحرين به دست لشكريان ايران و محاصرهء بندر جرون ، فيليپ سوم ، پادشاه اسپانى و پرتغال به حكم اضطرار از در دوستى درآمد و با اعزام نمايندگان سياسى و تقديم تحف و هدايا در راه به كف آوردن مناطق از دست رفته ، سعى و تلاش فراوان نمود . ولى چون اسپانياييها ، بر خلاف مواعيدى كه داده بودند ، در جنگ با عثمانى قدم مؤثرى به نفع شاه عباس برنداشتند ، شاه عباس تصميم گرفت دست اسپانى و پرتغال را يكباره از جزاير و سواحل خليج كوتاه كند . پس از مذاكرات طولانى كه بين امام قلى خان و نمايندگان شركت هند شرقى صورت گرفت ، طرفين موافقت كردند كه ايرانيها از خشكى و انگليسيها از دريا به قشم و هرمز حمله كنند و پس از فتح ، غنايم را به تساوى تقسيم نمايند و حاصل گمرك هرمز ، بين دو طرف تقسيم شود و اجناسى را كه انگليسيها براى شاه و والى فارس وارد مىكنند ، از پرداخت حقوق گمركى معاف باشد . به اين ترتيب ، بزرگترين پناهگاه پرتغاليها در خليج ، پس از يك قرن و كسرى به تصرف ايران درآمد . » « 1 » از اين پس بندر گمبرون بندرعباس ناميده شد . و آرزوى ديرين مردم جنوب و شاه عباس در بيرون راندن اجانب از مناطق جنوب تا حدى صورت عمل گرفت . بايد متوجه بود كه بندر هرمز ، مركز صدور ابريشم ، و به طور كلى ابريشم سراسر ايران ، در انحصار و اختيار خزانهء شاهى بود ؛ بنابراين ، شاه عباس از لحاظ تأمين منافع شخصى نيز علاقه داشت ابريشم ايران بجاى آن‌كه از طريق تركيه يا راه ولگا - خزر به اروپا صادر شود ، از راه دريايى هرمز و جنوب افريقا به اروپا
هامش
( 1 ) . مجلهء يادگار ، سال چهارم ، ش 3 ، ص 22 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 573 | مرتضى راوندى