حسينعلى بيگ اختلافاتى ظهور كرد . به همين سبب ، پاپ آنها را جداگانه به حضور پذيرفت . پس از چندى به جهاتى ، شرلى راه فرار پيش گرفت . حسينعلى بيگ و همراهان از طريق بندر ژن و جنوب فرانسه به سوى اسپانى رفتند و پادشاه اسپانى با احترام فراوان ايشان را پذيرفت . پس از دو ماه ، نمايندگان سياسى ايران با يك كشتى اسپانيايى رهسپار خليجفارس شدند . در جريان سفر اسپانيا ، ملايى كه همراه جمعيت بود ، به ضرب كارد يك مرد متعصب اسپانيايى از پا درآمد و سه تن از همسفران حسينعلى بيگ به دين مسيح گرويدند و سفير ايران از اين وقايع سخت پريشان و ناراحت شد .
با اينكه از مسافرت شرلى و حسينعلى بيگ نتايج مطلوب به دست نيامد ، ولى كمابيش حكومت ايران به كشورهاى بزرگ اروپايى معرفى گرديد ؛ مخصوصا پذيراييهاى شايستهاى كه از سفيران ايران در دربارهاى روسيه و آلمان و ايتاليا و اسپانى شد ، نشان داد كه دولت ايران در سياست بين المللى آن زمان ، داراى چنان اهميت و قدرتى است كه كشورهاى بزرگ اروپايى در برابر دشمن مشترك خود ، سلطان عثمانى ، به دوستى و همدستيش نياز فراوان دارند . » « 1 »
آنتونى شرلى پس از چندى ، از طرف پادشاه اسپانيا به سمت فرماندهى نيروى دريايى آن كشور در درياى مديترانه منصوب شد تا با نيروى دريايى هلند و عثمانى به جنگ برخيزد .
آنتونى شرلى اين سمت جديد خود را به شاه عباس اعلام نمود .
انگليسيها و هلنديها در آبهاى خليج
« اگرچه پرتغاليها در مدت يك قرن استيلاى خود بر جزاير و سواحل خليجفارس ، مكرر با شورش مردم هرمز و رؤساى ايرانى و شيوخ عرب ، و در دورهء اخير با قواى بحرى دولت عثمانى مواجه شدند و پارهاى اوقات پيشآمد اوضاع و احوال نيز بر ايشان سخت بود ؛ لكن از حدود اوايل قرن 17 ميلادى ( نيمهء اول قرن 11 هجرى ) كه مقارن سلطنت شاه عباس بزرگ و دورهء منتها عظمت و اعتبار دولت صفوى در ايران بود ، براى ايشان دشمنان خطرناكى در سواحل و آبهاى خليج پيدا شد كه از جهت قدرت و وسايل كار ، به مراتب ، از دشمنان سابق قوىتر بودند . بخصوص در دورهء شصت سالهاى كه پرتغال تحت تبعيت اسپانيا رفته بود ، اهميت و شوكت آن در شرق كاملا رو به انحطاط گذاشته و بىرحمى و طماعى و ستمپيشگى عمال پرتغالى نيز پيمانهء صبر مردم را لبريز كرده بود .
اين رقباى جديد در ايران از طرفى دولت مقتدر صفوى و از طرفى ديگر انگليسيها و هلنديها بودند كه مىخواستند جانشين پرتغال و اسپانيا شوند . انگليسيها از اواسط قرن 16 ميلادى براى تجارت با شرق و غرب ، از سرمايهداران و تجار و صاحبان كشتيهاى تجارتى ، شركتهاى بزرگى در مملكت خود درست كرده بودند ؛ از جمله شركت مسكوى در عهد شاه طهماسب اول سه سفارت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 65 - 157 ( به اختصار ) .