تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
خود و اوضاع اقتصادى و بازرگانى ايران به رشتهء تحرير كشيده و از تنگه‌ها و معبرهاى صعب كوهستانى ايران و بيابانهاى بىآب و علف و ديگر خصوصيات ايران مطالبى ذكر كرده است : « 1 » « در سال 961 هجرى ( 1553 ميلادى ) ، شركت جديد التاسيس « بازرگانان حادثه‌جو » ، نقشهء يك دريانوردى تازه و عجيب را طرح نمودند . و با سه كشتى به منظور اكتشاف و تحقيق در احوال بخشهاى شمالى آسيا ، راه دريا پيش گرفتند . از اين سه كشتى دو تاى آن پايان غم‌انگيزى داشت و به مقصد نرسيد . ولى سومى به كشف راه شمالى روسيه توفيق يافت ، و بدين طريق راه مسكو و از آنجا راه به درياى خزر گشوده گشت . چند سال بعد سرآنتونى جنكين‌سن توانست تا اقصى نقطهء آسياى وسطا يعنى تا بخارا پيش رود و به انگلستان مراجعت نمايد . در فكر او طرحهايى براى ايجاد يك راه بازرگانى خشكى از طريق روسيه به ايران موج مىزد . . . در پايان قرن شانزدهم ميلادى ، يك حس جغرافىشناسى و علاقه به جغرافيا در مردم انگليس پرورش يافته بود . و از آن به بعد پيوسته نقشه‌بردارى جهان ، كامل‌تر مىشد و خاورزمين كم‌كم در نظر اروپاييان از آن وضع افسانه‌وار و خيالى بيرون مىآمد . مع هذا در مورد ايران پيش آمد و اوضاع و احوال چنين شد كه مدتها بعد هم هنوز حالت افسانه‌اى و سحرانگيز آن باقى ماند . رابطهء اروپا با هندوستان و چندى بعد با چين از راه دريا ، پيوسته آسان‌تر و بيشتر مىشد . اما از ايران هنوز هم مردم فقط نامهايى مىدانستند . چه اين كشور خارج از شاه‌راهها ، قرار گرفته بود . و مسافران فقط با كاروانهايى كه آهسته راه طلايى آن را مىپيمودند ، بدين سرزمين مىرسيدند . در راه سمرقند . . . امكان داشت مسافرين از سرما منجمد شوند و بميرند . اما ديدهء پندار و خيال ، عدلهاى شالهاى ابريشمى و قاليها را مىنگريست كه در پايان مسافرت از پشت شترها پايين ميآوردند . » « 2 » به نظر استاد نصر إله فلسفى . . . از انقراض دولت ساسانى تا حملهء مغول ، يعنى در دوران حكومت خلفاى اموى و عباسى ، در حقيقت ميان اروپا و ايران رابطه‌اى وجود نداشت . زيرا از طرفى پس از انقراض دولت روم غربى و در قسمت بزرگى از دورهء قرون‌وسطا ، اروپا ، خود گرفتار ملوك الطوايفى و تاخت‌وتاز طوايف مختلف وحشيان و اختلافات سياسى و دينى دولتهاى نوبنياد بود . و اساسا به امور سياست خارجى و تجارى ، خاصه با كشورهاى آسيا توجهى نمىكرد ؛ از طرفى نيز حكومت دينى خلفاى اسلامى قارهء اروپا را از ايران و كشورهاى مركزى و شرقى آسيا جدا ساخته و ميان وارث تمدنهاى درخشان ايران و روم كهن ، ديوارى كشيده بود . در دوران جنگهاى صليبى ( 490 تا 669 ه ) اروپا و آسيا به يكديگر نزديك‌تر شدند و نفوذ تمدن اسلامى به اروپا ، مايهء ايجاد روابط سياسى و تجارى ميان كشورهاى اين دو قاره شد . لكن تا زمانى كه خلافت عباسى پايدار بود ، بازار تجارت اروپا با ايران و ممالك شرقى آسيا ، رونقى
هامش
( 1 ) . سياحتنامهء ماركوپولو در پايان سدهء پانزدهم به رشتهء تحرير درآمده است . ( 2 ) . به كتاب ممالك محروسهء ايران رجوع شود .