شمرد ، روابط اساسى ايران با كشورهاى اروپايى در حقيقت ، از دوران سلطنت صفويه آغاز مىشود .
« پادشاهان صفوى از آغاز سلطنت ، چون خود را با خطر استيلاى تركان عثمانى روبرو مىديدند ، با دشمنان ايشان از در دوستى درآمدند . و هنگامى كه سلاطين عثمانى به فتح ممالك شرقى اروپا و آزار عيسويان مشغول بودند ، مخصوصا به ايجاد روابط سياسى و تجارى با كشورهاى اروپا و جلب قلوب مسيحيان همت گماشتند و ديرى نگذشت كه ميان ايشان با پادشاهان و فرمانروايان بزرگ اروپا ، مانند پاپ روم و سلاطين اسپانى و پرتغال و هلند و روسيه و انگلستان و اتريش و لهستان و فرانسه و غيره بنيان دوستى و روابط سياسى و تجارى استوار گشت ، و اين روابط در دوران پادشاهى شاه عباس اول ، توسعه و رونق بسيار يافت . » « 1 »
مداخلهء اروپاييان در خليجفارس
استاد فقيد ، عباس اقبال طى مقالاتى كه در مجلهء گرانقدر يادگار ، به يادگار گذاشته است ، سرگذشت خليجفارس و مداخلات شوم پرتغاليها و ديگر دول مستعمراتى را در آغاز نهضت بورژوازى غرب با استادى تمام توصيف كرده است ؛ به نظر اقبال : « . . . تسلط ايرانيان بر سواحل و جزاير خليج ، بر خلاف آنچه بىخبران تصور مىكنند ، منحصر به سواحل ايران امروزى و جزاير مجاور آن نبوده بلكه دامنهء اين تسلط بر كليهء جزاير و سواحل آن ، مخصوصا به قسمت عمان و مسقط و الاحسا « 2 » و جزاير مجاور الحسا « 3 » منبسط بوده و در تمام ادوارى كه ايران قدرت داشته ، حكام و سران سپاهى ايرانى در بحرين و عمان و مسقط به نام پادشاهان ايران حكومت مىكردند . و مرزهاى ايران را كه تا آن حدود كشيده مىشد ، از هجوم و تعرض اعراب بدوى عربستان و ساير خارجيان حفظ مىكردهاند . . . دورهء صد سالهء استيلاى پرتغاليان بر اين دريا ، كه از 912 هجرى قمرى تا 1031 يعنى مدت صد و نوزده سال طول كشيده ، يكى از پرعبرتترين و جانگدازترين ادوار تاريخ ماست ؛ چه در اين مدت ، به علت دورى پايتخت از جزاير و سواحل خليجفارس و گرفتارى سخت شاه اسماعيل و شاه طهماسب در دفاع مملكت در مقابل تركان عثمانى و ازبكان تركستان ، دولت ايران از احوال ايرانيان اطراف خليجفارس غافل بوده و اين مردم غيرتمند و وطنپرست در چنگال نيرنگ و قدرت يكى از بىرحمترين دول مستعمراتى اروپا ، يعنى اهالى پرتغال ، دست و پا مىزدند . . . ماجراى اين مدت بالنسبه طويل را هيچيك از مورخين ما ننوشتهاند . تمام اطلاعاتى كه از كتب ايشان راجع به اين دوره به دست مىآيد ، يكى دو صفحه و در پارهاى موارد از چند سطر تجاوز نمىكند . » « 4 »
هامش
( 1 ) . زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 4 ، ص 143 به بعد ( به اختصار ) .
( 2 ) . الاحسا ؛ لحسا : بخشى كه بالاختصاص بحرين خوانده مىشده است .
( 3 ) . جزيرههايى كه امروز مجموع آنها را بحرين مىخوانند .
( 4 ) . مجلهء يادگار ، سال چهارم ، ش 1 و 2 ، ص 103 به بعد ( به اختصار ) .