تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
را به داروغهء نزديك‌ترين محل و توسط او به والى اعلام مىكند . در اين اعلام رسمى ، بايد نام رئيس مملكتى كه ايلچى را فرستاده ، ذكر شده باشد . پس از آن والى با يك پيك سوار ، ورود سفير را به وزيراعظم گزارش مىدهد و وزيراعظم يا ناظر ، توسط همان پيك تعليمات لازم را به والى مىدهند كه يك يوزباشى و عده‌اى سرباز همراه سفير مىكند و خوراك و مسكن و ساير احتياجات او را تامين مىكنند . همين‌كه هيئت سفارت به ولايت جديدى وارد شوند ، والى يا فرماندار به استقبال او مىآيند و وسايل آسايش او را فراهم مىكنند . و اين جريان تا ورود سفير به اصفهان ادامه پيدا مىكند . و در اصفهان نيز خانه و مسكن متناسب در اختيار نمايندهء سياسى قرار مىدهند و تمام مخارج زندگى او را از خزانهء دربار تامين مىكنند . سفير خارجى پس از استقرار ، علت ماموريت خود را به ناظر توضيح مىدهد تا وى مطلب را به عرض شاه برساند . و معمولا شاه در يك روز مناسب سفير را طى تشريفاتى به حضور خود مىپذيرد . « 1 »

روابط سياسى شاه اسماعيل با سلطان سليم عثمانى

: پس از پيمانى كه بين شاه اسماعيل و پادشاه گرجستان و سلطان مصر و علاء الدوله ، عليه سلطان عثمانى بسته شد ، شاه اسماعيل آمادهء نبرد با تركان شد . « سفيرانى با هدايا نزد سليم فرستاد كه در آن هنگام در آماسيه بود . و هدايا عبارت بود از دبوسى از يك پارچهء زر و زين و شمشيرى مرصع با نامه‌اى بدين مضمون : اسماعيل پادشاه بزرگ ايرانيان ، اين هدايا را به تو اى سليم ، مىفرستد كه مناسب با شأن و مقام تست . زيرا كه اين هدايا به ملك تو مىارزد . و اگر تو مردى دليرى ، آنها را خوب نگه‌دار . زيرا من مىآيم و آنها را از تو مىستانم و سرير سلطنت را كه غصب كرده‌اى بر باد مىدهم چه شايستهء آن است كه دهقان‌زادگان بر آن همه ولايت فرمانروا باشند ؟ » اين نامه چنان خشم سليم مغرور را برانگيخت كه مىخواست فرستادگان او را به قتل برساند . اما پاشاها او را از اين كار بازداشتند . با اين همه ، از شدت غضب فرمان داد كه گوش و بينى سفيران ايران را بريدند و ايشان را با آن حال ، با نامه‌اى بدين مضمون نزد اسماعيل بازگردانيدند : « سليم سلطان اعظم تركان بىآن كه به عوعوى سگ اعتنا كند ، پاسخ او را چنين مىدهد : اگر او قدم بدين ديار نهد ، با او همان معامله را خواهم كرد كه سلف من محمد با سلف او اوزون حسن به جا آورد . » « 2 » بانوژ . اىهزلتين « 3 » تحت عنوان ممالك محروسهء ايران ، اجمالا از تاريخچهء مناسبات سياسى و اقتصادى ايران با ممالك غرب سخن مىگويد به نظر وى در دورهء قرون‌وسطى و در آغاز قرون جديد ، اطلاعات اروپاييان از ايران و ممالك شرقى بسيار محدود و آميخته با تخيلات و افسانه‌هاى فراوان بود . ماركوپولو سياح ونيزى كه در قرن 13 ميلادى به ايران و ديگر ممالك شرقى مسافرت كرده است ، در سفرنامهء خود مطالب جالبى از وضع شهرها و كيفيت مسافرت
هامش
( 1 ) . انگبرت كمپفر ، در دربار شاهنشاهى ايران ، پيشين ، ص 241 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . سفرنامهء ونيزيان ، ص 264 . ( 3 ) .Heseltine
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 564 | مرتضى راوندى