وظيفهيى نظير « وزير مشاور » داشته است .
. . . دواتداران ، صاحبمنصبانى بس دون بودند و مواجب آنان بسيار نبود . و در جلسات عمومى بارهاى عام در صف سپاهيان و اسلحهداران قرار مىگرفتند . طبق سخن شاردن ، دواتدار همواره نزديك سلطان و ملازم خدمت بود . و در كمربند و شال خود دوات و در داخل جعبهء خويش كاغذ مهيا داشت و مستعد تحرير فرامين بود . . . » « 1 »
طرز رفتار با نمايندگان سياسى در عهد صفويه
تاورنيه در سفرنامهء خود ضمن توصيف ايروان به عنوان يك شهر سرحدى بين ايران و عثمان ، از دقت و مراقبت حكمران آن سخن مىگويد و مىنويسد : « به محض اينكه يك كاروانى مىرسد ، مجبور است كه به شاه گزارش بدهد . هر وقت يك سفيرى وارد مىشود ، بايد تمام مخارج او را كفايت نمايد . سفارت را با دقت و مراقبت از قلمرو خود به حوزهء نفوذ حكمران ديگر برساند . و آن حاكم نيز در مورد سفرا ناگزير است كه همين اقدامات را معمول دارد . به همين جهت سفراى كشورهاى ديگر ، در خاك ايران اگر بخواهند ، مىتوانند هيچ خرجى نكنند ، تمام مخارجشان را دولت ايران مىدهد . » « 2 »
راجع به پذيرايى از سفراى خارجى كمپفر توضيح جالب و دلنشينى داده است . كمپفر كه در عهد شاه سليمان به ايران آمده است ، در كتاب در دربار شاهنشاه ايران به توصيف صحنهاى از پذيرايى سفرا ، مىپردازد و مىنويسد در اين مهمانيها تمام درباريان باشكوه تمام شركت ميجويند و براى جلبنظر ، حيواناتى را كه كاملا تميز و تيمار شدهاند ( مانند فيل ، كرگدن ، شير ، ببر ، اسبهايى كه پوشش آنها با طلا و جواهر آراسته شده ) نمايش مىدهند ، همچنين كوزههايى بسيار بزرگ ، آشخوريها و بشقابهايى كه از طلا و نقره خالص ساخته شده است و سربازانى كه با لباس زربفت رژه مىروند ، در برابر بينندگان ظاهر مىشوند . علاوه بر اينها مرمرهاى قيمتى حوضها ، فوارههاى خروشان ، فرشها و نمدهاى قيمتى كه همه جا گسترده شده ، سوزندوزيها ، ديوارهايى كه آنها را با طلا آراستهاند ، تاج پرشكوه و چشمگير شاه ، طنين نامأنوسساز و آواز ايرانى ، غذا و تنقلاتى كه چون كوه بر روى هم انباشته شده است ، تمام ، براى اين است كه سفير و همراهانش را تا مدتى مديد تحتتاثير قرار دهند . پس از آنكه او براى اداى تهنيت به طرف شاه رفت و خطابهء كوتاه خود را ايراد كرد ، در بين مهمانان جايى به وى تعارف مىشود . در ميهمانىهاى ايران ، مردم روى صندلى و پشت ميزهاى بلند قرار نمىگيرند ، بلكه روى قالى و نمد كه زمين را با آن فرش كردهاند مىنشينند .
در زبان فارسى كلمهء ايلچى بدون هيچ تفاوت به يك سفيركبير يا يك نمايندهء سياسى و يا يك پيك سادهء دولت ، اطلاق مىشود . همينكه ايلچى وارد خاك ايران شد ، بلافاصله ورود خود
هامش
( 1 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 117 به بعد .
( 2 ) . سفرنامهء تاورنيه ، ترجمهء ابوتراب نورى ، ص 88 .