تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
لئيم دارد ، نسبت به زنهايش گشاده‌دست است . گاه به زنها اجازه مىدهد كه از كاخ شاهى خارج شوند . من خود ديدم مادر سلطان مصطفى ميرزا ، كه نقاب سياهى چهره‌اش را پنهان داشته بود ، بيرون آمد و مثل مردان بر روى زين نشست . و چهار تن غلام و شش تن ركابدار پياده در اطراف اسبش روان گرديد . » « 1 »

تلاش پاپ براى اتحاد با محمد خدابنده

: با وجود وضع آشفته‌اى كه ايران در اين ايام داشت ، سران غرب مخصوصا پاپ اعظم ، به كمك ايران براى جنگ با عثمانيها ، اهميت فراوان قايل بودند . پاپ گرگوريوس سيزدهم كه در اوايل ماه ژوئن 1579 م ( 987 ه ) طى نامه‌اى كه به گراندوك مسكوى فرستاد ، وى را از جريان رويدادهاى سياسى ايران و اهميت رسانيدن كمك به محمد خدابنده ، آگاه گردانيد . . . پاپ گرگوريوس سيزدهم طى پيام رمزى كه به كاردينال لهستان فرستاد ، دربارهء اهميت جلب كمك ايران براى جنگ با عثمانىها سخن رانده ، و اعلام كرده است كه « در صورت لزوم ، حاضر است به ايران كمك مادى كند . و اگر ايران آغاز حمله كند ، آنها از راه زمين و دريا ، عثمانيها را ناراحت كنند . و اگر شاه ايران حاضر به چنين حمله‌اى نباشد ، بايد او را متعهد ساخت كه به مجردى كه لشكريان عثمانى بر خاك عيسويان اروپا هجوم برند ، وى نيز بىدرنگ از طرف مرزهاى خود با آنها جنگ آغازد . » « 2 » چنان كه مىدانيم از قرن شانزدهم و هفدهم ميلادى به بعد ، در نتيجهء رشد صنعت و تجارت ، ايجاد راههاى ارتباطى در خشكى و دريا ، و پايان جنگهاى مذهبى ، ملل غرب به زندگى مادى روى آوردند ، و مسافرتهاى گوناگونى از طرف بازرگانان و نمايندگان سياسى و اقتصادى كشورهاى اروپائى به ايران آغاز گرديد . به همين علت ؛ راجع به تاريخ مناسبات ايران با غرب از دورهء صفويه به بعد مدارك و اسناد بسيارى در دست داريم . ناگفته نگذاريم كه در ميان همسايگان ايران ، كشور پهناور هندوستان از ديرباز كشورى صلح‌دوست و بىآزار بود . و همواره با ايران روابط دوستانه داشته است . از ميان همسايگان ما ، تنها دولت عثمانى در قرن شانزده و هفده مكرر در نتيجهء سياست توسعه‌طلبى ، با ايران دست و پنجه نرم كرده است . و زمانى با پيروزى و گاهى با شكست روبرو شده است . ولى از قرن هفده و هجده به بعد ، مردم ايران با شوم‌ترين دسايس سياسى استعمارگران روبرو گرديدند . و ما شرح تجاوزات و زورگوييهاى روسيهء تزارى و مظالم امپرياليسم انگلستان را در تاريخ سياسى ايران ، مخصوصا پس از تأسيس كمپانى هند شرقى و نفوذ سرمايه‌داران در كشور زرخيز هند ، قبلا يادآور شديم . روابط ايران و اروپا از عهد صفويه به بعد به علل اقتصادى و سياسى رو به توسعه نهاد . استاد مينورسكى راجع به اين مناسبات ، تحقيقات ارزنده‌اى كرده است كه نخست به ذكر آن مىپردازيم .

منشى الممالك

: مينورسكى ضمن بحث در پيرامون سازمان ادارى حكومت صفوى ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 188 . ( 2 ) . همان ، ص 271 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 561 | مرتضى راوندى