تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠

آغاز نفوذ شركت هند شرقى در ايران « 1 »

پس از آن‌كه شركت هند شرقى در بندر سورت هندوستان مستقر گرديد ، مقدمات نفوذ استعمارى انگليسيها در آن سرزمين فراهم شد . در حدود سال 1032 ه ( 1614 م . ) كالاهاى انگليسى وارد ايران گرديد . كسى كه در راه استقرار مناسبات اقتصادى بين ايران و انگليس سعى فراوان كرد ، جوان دليرى بود بنام استيل « 2 » كه قبلا به ايران سفر كرده بود و از خصوصيات اجتماعى و اقصادى ايران با خدمتگزاران شركت هند شرقى سخن گفته بود ، و نظر به اطلاعاتى كه از اوضاع ايران داشت ، از طرف شركت ، مأمور گرديد كه به اتفاق يكى از هموطنان خود به دربار شاه عباس برود و از او فرمانى براى دادوستد و فروش انواع قماش و ماهوت و فاستونى انگليسى بگيرد . اين دو نفر انگليسى با پايمردى و وساطت رابرت شرلى ، از شاه عباس دستخطى گرفتند كه هرموقع كشتيهاى سوداگران و رعاياى پادشاه انگليس به بنادر ايران وارد شوند ، در حق ايشان مساعدت كنند . به اين ترتيب نخستين كشتى انگليس در بندر جاسك لنگر انداخت و انگليسيها موفق شدند در اصفهان و شيراز ، دفتر تأسيس نمايندگان بازرگانى خود را براى بازاريابى به آنجا گسيل دارند .

روابط ايران و آلمان

در نخستين سالهاى پادشاهى شاه طهماسب ، شارل پنجم در اوج اقتدار خويش به هابسبورك ، اطريش و هلند و چند منطقهء ديگر فرمان مىراند . در همان ايامى كه شاه اسماعيل بنيان حكومت خويش را استوار مىكرد ، شارل پنجم براى جلوگيرى از پيش‌روى لشكريان عثمانى ، دست دوستى به سوى ايران دراز كرد . در اوت 1525 م . ، شارل پنجم نامه‌اى به شاه اسماعيل نوشت در حالى كه در آن تاريخ يك سال از مرگ اسماعيل گذشته و شاه طهماسب بر اريكهء سلطنت نشسته بود ، جالب توجه است كه در نامهء فوريهء 1529 نيز ، باز مخاطب شارل پنجم ، شاه اسماعيل است . در پايان اين نامه مىگويد : « مقصود ما سعادت افراد بشر و آزادى مردم عالم است . » و در پايان يادآور مىشود كه « اگر در عالم دوستى ، خدمتى از دست وى برآيد كه شايستهء مقام ارجمند و والاى پادشاه نامور ايران باشد ، هرگز مضايقه نخواهد كرد و از درگاه خداوند متعال درازى عمر شاه اسماعيل را مىخواهد . » « 3 »

دالساندرى سفير ونيزى

: دالساندرى كه در حدود هشت سال پس از جنكين‌سون در 1517 م . به كمك حيدر ميرزا به حضور طهماسب در قزوين باريافت ، مانند جنكين‌سون مراتب محافظه‌كارى و بزدلى و بىكفايتى شاه را تأييد مىكند و مىنويسد « بزرگترين سرگرمى وى عشق به زنان و زراندوزى است . و گاه دربارهء كشوردارى ، از آنان نظر مىخواهد . هرچند اين شاه طبعى
هامش
( 1 ) . تلخيص از همان ، از ص 51 به بعد . ( 2 ) .Steel( 3 ) . همان ، ص 184 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 560 | مرتضى راوندى