تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
و ايراد ضرب و شتم وصول مىكردند . كلاويخو و همراهانش پس از ورود به سمرقند ، به خدمت تيمور باريافتند و مورد مهر و محبت او قرار گرفتند . در اين ايام ، تيمور آخرين روزهاى زندگى خونبار خود را طى مىكرد . و شايد به همين علت اصرار كلاويخو و همراهان براى توديع با تيمور به عهدهء تعويق مىافتاد ، چون بيم آن بود كه با مرگ تيمور نظم و آرامش موجود به كلى از بين برود ، به اصرار دولتيان ، هيأت ، راه كشور خويش را در پيش گرفته ، به اسپانيا برگشتند . در اين مأموريت ، كلاويخو و همراهان يك صد هفته از عمر خود را در دريا و خشكى و شهرهاى گوناگون گذارنيدند . و با مناظر نيك و بد و خوشيها و ناخوشيهاى بسيار روبرو گرديدند كه شرح آنها در سفرنامه كلاويخو آمده است . « 1 » كلاويخو در سفرنامهء خود بسيارى از خصوصيات اجتماعى و مظالم حكومت تيمورى را توصيف مىكند . از جمله مىگويد چون ما قصد ملاقات تيمور را داشتيم ، فرمانروايان محل خود را موظف مىدانستند هرچه زودتر ما را به سمرقند برسانند . با اين‌كه در راه سلطانيه به نيشابور سخت بيمار بودم و در تب مىسوختم ، هرچه اصرار كرديم كه به ما اجازهء استراحت بدهند ، از بيم غضب تيمورى اجازه ندادند . به طورى كه « چون نوبت عزيمت و بر اسب نشستن رسيد ، همچون مردگان بوديم . » « 2 » كلاويخو مكرر از روش وحشيانهء مأمورين تيمورى سخن مىگويد و مىنويسد : « چون مردم از آمدن تاتاران و سواران تيمورى كه براى اجراى دستورى مىروند باخبر مىشوند ، بىدرنگ با منتهاى سرعت مىگريزند . گويى ابليس به دنبال آنها كرده است . بازرگانان نيز دكانهاى خود را تخته مىكنند و مانند ديگران فرار مىكنند ، و در خانه‌هاى خود پنهان مىشوند . در ضمن گريز به يكديگر با آواى بلند مىگويند « ايلچى » يعنى سفيران . چون مىدانند با آمدن سفيران ، روز آنان سياه مىشود . به اين ترتيب مردم چنان مىگريزند كه پندارى اهريمن شخصا به دنبال آنان روان است . . . چون كدخدا را يافتند به او ناسزا مىگويند و تازيانه مىزنند . او را در پيش خود مىدوانند تا آن‌كه آنچه نياز سفيران است ، به دست آورند . اين مأمورين به نام اجراى فرمان ولينعمت خود ، مردم را در فشار مىگذارند و دم از كسى برنمىآيد . . . » « 3 » كلاويخو مىنويسد : « مأمورين تيمورى بدون توجه به تمايل و علاقهء مردم ، عده‌اى را جبرا به حوالى سمرقند كوچ مىدهند تا به نفوس اين خطه بيفزايند . » همو مىگويد : « در كشور تيمور چون فرستاده و سفيرى نزد او مىرود ، موظف است هديه و پيش‌كشى براى تيمور در برابر افتخارى كه به او داده است ، بفرستد . » « 4 » كلاويخو در سفرنامه گرانقدر خود كه گنجينه‌يى از اطلاعات اجتماعى است
هامش
( 1 ) . همان ، مقدمه ، ص 23 - 10 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان ، ص 183 . ( 3 ) . همان ، ص 195 . ( 4 ) . همان ، ص 210 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 546 | مرتضى راوندى