مبادلهء سفرا بين ايران و اسپانيا در عهد تيمور
در حدود سال 805 ه ( 1402 م . ) هانرى سوم پادشاه اسپانيا كه سخت به كسب اخبار درست ، دلبستگى داشت ، دو سفير به جانب شرق گسيل داشت ، تا آنچه را در جريان مسافرت خود مىبينند گزارش دهند . اين دو ، پس از طى طريق ، در آنكارا به اردوى تيمور رسيدند و به حضور او باريافتند . از آنان با ملاطفت پذيرايى شد . پس از چندى ، تيمور تصميم گرفت متقابلا ، هياتى با هداياى بسيار گرانبها به نزد پادشاه اسپانيا بفرستند . و قرار شد سفراى او همراه فرستادگان پادشاه اسپانيا طى طريق كنند . در نتيجهء اين اقدام تيمور ، پادشاه اسپانيا بر آن شد كه كلاويخو را با گروهى ديگر به نزد تيمور گسيل دارد . اين هيأت ، هدايايى نيز همراه داشتند و تنى چند از آنان در نتيجهء رنج سفر جان سپردند . كلاويخو پيش از يك قرن ، پس از آنكه ماركوپولو نحوهء راه يافتن به آسياى مركزى را در كتاب معروف خويش بيان كند ، به سوى سمرقند راه افتاد . اين سفر قريب 15 ماه به طول انجاميد و در جريان آن ، درنگها و معطليهاى بسيار روى داد . كلاويخو شرحى از كشتيهاى بادى آن دوران در شهر قسطنطنيه و آثار تاريخى آن مىنويسد .
پس از آنكه هيات اسپانيايى به معيت سفير تيمور داخل قلمرو تيمورى شدند ، با آنان همه گونه همراهى شد . اين هيات در خوى با سفير سلطان مصر برخورد كردند كه براى اداى بعضى تعارفات نزد تيمور مىرفت . وى نيز هدايايى نظير چند شترمرغ و يك زرافه همراه داشت . هيات هم گام با اين حيوانات ، طى طريق مىكردند تا به شهر تبريز رسيدند . « تبريز مركز بازرگانى ايران بود . اين شهر بر سر راه كاروانرو شرق و غرب واقع بود ، و كاروانيانى كه از كنار درياى سياه و آسياى صغير مىآمدند ، با كاروانيانى كه از اقصاى آسياى مركزى آمده بودند برمىخوردند . در اوايل دوران مغول ، تبريز مركز حكومت نيز به شمار مىرفت . اما تيمور اخيرا آن را به سلطانيه نقل كرده بود . و نايب السلطنه وى در آن شهر ، مقر داشت . « 1 » كلاويخو و همراهان ، پس از عبور از شهرهاى مختلف به شهر مذهبى مشهد مىرسند . چون تيمور به اسلام تظاهر مىكرد و با قتل و كشتارها و فجايعى كه مرتكب شد ، نشان داد كه به دين مبين اسلام ، ايمان و اعتقادى راسخ ندارد ، به كلاويخو و همراهان اجازه داد به راحتى و آزادانه ، آرامگاه امام رضا ( ع ) را زيارت كنند .
كلاويخو در اين مسير طولانى ، همه جا از كمك دولت تيمورى برخوردار بود . تعويض اسبهاى چاپاران به هزينهء دولت صورت مىگرفت . در مسير ، كاروانسراهايى بود كه در آنها اصطبلهاى پر از اسب قرار داشت . و همه ، آمادهء خدمت به مأموران حكومتى و پيكها بودند .
ضمنا مأمورين حكومتى به هنگام ضرورت ، مىتوانستند اسب اشخاص را نيز مصادره كنند .
كلاويخو در اين سفرنامه از ذكر مظالم مأمورين ايرانى به مردم و كشاورزان خوددارى نمىكند و مىنويسد : تا تاران با بيدادگرى ، با دهقانان و روستائيان رفتار مىكنند . راهنمايان و صاحبمنصبانى كه از طرف دربار فرستاده مىشدند . همه جا خواستهاى خود را با باران تازيانه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 51 .