فرجام آن روشن نيست ، بازداشته است . چه سيد على كيا تا سال 812 يعنى پنج سال بعد از وفات امير تيمور ، به حكومت و فرمانروايى خود در گيلان و مازندران ادامه داده است .
مكتوب امير تيمور به سلطان احمد جلاير و پاسخ سلطان احمد
سلطان احمد جلاير در سال 784 به تخت سلطنت نشست . و پس از آن كه حوزهء قدرت تيمور وسعت گرفت ، وى را به نزد خود فراخواند . ولى سلطان احمد از قبول اين دعوت امتناع ورزيد . اكنون قسمتى از نامهء اين دو را اينجا نقل مىكنيم :
نامهء امير تيمور
: احمد جلاير به عواطف پادشاهانه محفوظ و بهرهمند و ملحوظ و مقبول باد . بداند كه چون ريات ظفرنگار به طرف شيراز عود نمود ، منصور نامنصور با قريب ده هزار سوار ، خود را فداى عساكر منصور كرد و مانند گرد خود را بر هوا پراكنده كرد . امروز اگر تو خود را نمىشناسى ، ما تو را وارك و سماك تو را مىشناسيم . حكم آنكه سعيا على الراس لا مشيا على القدم ، هرچند زودتر خود را به درگاه عالمپناه عرش مسكنت كيوان منزلت رساند ، و خاك بارگاه را توتياى چشم سازد . اميد هست كه به عنايت پادشاهانه مشمول گردد .
جواب سلطان احمد جلاير
: تيمور مدبور به ظلم و ستم معروف و مشهور ، بداند كه چون مكتوب مكتوب نامعقول و رسول ملول نامقبول تو بدين درگاه گيتىپناه و سده سدره اشتباه رسيد ، اقل خدام را فرموديم كه در آن مطالعه نمايند . سراسر كبر و منى و دغابازى و خودبينى به موقف عرض افتاد . عجب كه روباه گمراه بىدست و پا ، دليرى و صلابت شيرى نمايد . و كم اصل ، با اصيل برابرى كند . نام ارك و سماك ما برده از اصل و نژاد خود دورمانده . . . اگر توانيم مقاومت نماييم و اگر بر خلاف اين باشد ، سبق الفرار مما لايطاق من سنن المرسلين ،
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ .
« 1 »
نمايندگان سياسى در عهد تيمور
- به طورى كه از سفرنامهء كلاويخو برمىآيد ، در عهد تيمور نه تنها رعايت وضع عمومى و مصالح نمايندگان سياسى نمىشد ، بلكه مردم بىنوايى كه در مسير حركت سفير بودند ، به انواع بدبختى دچار مىشدند . كلاويخو سفير اسپانيا مىنويسد :
« آن كس كه راهنماى ما بود ، به دنبال سران شهر ، يا ده . . . كه در آن فرود آمده بوديم ، مىفرستاد . و چون آنها را به حضور راهنماى ما مىآوردند ، به مجرد اينكه سخنى مىگفتند فورا كتكى مفصل مىخوردند . . . سپس براى جبران اين كوتاهى و فراموشكارى ، اهل محل ، بايد مبلغ هنگفتى جريمه بدهند ، تا در آينده از سفرا بهتر پذيرايى كنند . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 355 .
( 2 ) . سفرنامهء كلاويخو ، پيشين ، ص 195 .