باشد ، يا فوايد دنيوى . افعالى كه با مسلمانان اطراف روا داشتهاند و صورتى كه با بندگان حقتعالى به ظهور آورده از قتل و غارت و سوخت و تاخت و اسر و غيره ، معلوم شد كه اين معنى علامت دين و ديانت نيست . چه بر كفار كه غير ملت باشند ، مثل اين حركات جايز نيست . و انبيا و اوليا رخصت ندادهاند . به تخصيص با مسلمانان ، كه اهل قبله باشند . . . و از ايشان امرى صادر نگشته كه مستحق قتل و غارت و استيصال باشند . و اگر غرض فوايد دنيوى . . . پس تكليف ما لايطاق نمودن و سادات . . . را ملازمت فرمودن و تهديد و تخويف نمودن ، مناسب عقول ارباب دين نيست . . . از عنفوان شباب الى يومنا هذا محكوم هيچ حاكمى نگشته ، براى بقيهء عمر كه از دهر فانى مانده است ، خود را در مقام مذلت داشتن و امتثال اوامر ظلمه و فسقه نمودن از مستحيلات دانيد . النار و الاالعار . . . براى مهلت چند روزه در جهان فانى كه مكث او عين سرعت است و اقامت او مقدمهء رحلت ، بدين مذلت رضا دادن از خيالات شمّر . و ليس للمومنين آن يذل نفسه . . . چند روزى . . . عنان اختيار فوجى از بندگان پروردگار به قبضهء اقتدار اين ضعيف روزگار دادند ، برحسب قدرت و امكان در اعلاء . . . احوال رعايا و زيردستان و تيمورزدگان و غارت رسيدگان را خالصا مخلصا لوجه اللّه آنچه مقدور و ممكن بود ، به تقديم رسانيدهايم . و تا رمقى باقى باشد ، خواهيم كوشيد . . . از كثرت ازدحام ايشان باك نخواهيم داشت . . . اعتبار بر قضيهء خوارزم و هرات و سيستان و خراسان و عراق و آذربايجان و تفليس . . . نكند . و آن را از كرامات و نصرت تصور نكند . . . اكنون هاتف غيبى از جهت توجه مخالفان و معاندان كه بدين جانب متوجهاند و بىاستحقاق قصد آزار صلحا و اتقياء و علماء اين ديار دارند ، در گوش جان مىگويد . . . معد و آمادهايم و جنگ و جهد را ساخته و ايستادهايم . و به حمد إله مقامهاى استوار و مبارزان نيزهگذار داريم و تا جان در بدن و سر و گردن باشد ، خواهيم كوشيد . . . ذكرى كه در اواخر مكتوب رفته بود كه چون متابعت نكند لشكرها متوجه گردند و فتنه و خرابى و قتل و غارت واسر كه واقع گردد ، او آثم باشد . از علما كه ملازمند ، همين قدر استفسار نمايند كه در اين قضيه ، به زور و بال و عقاب كه ؟ احق و اولى است و كه سزاوار لعن و عذاب حقتعالى است ؟
با مثال سخنان چنين تهديد نفرمايند كه عالم الاسرار ، بر افعال و احوال همگنان مطلع است . و به گناه زيد ، عمرو را مؤاخذه نكند . و لاتزرو وازرة وزر اخرى . » « 1 »
ظاهرا اين نامهء مستدل و شجاعانه در مزاج امير تيمور موثر افتاده و او را از جنگ و مبارزهاى كه
هامش
( 1 ) . مؤيد ثابتى ، اسناد و نامههاى تاريخى ، پيشين ، ص 345 تا 354 ( به اختصار ) .