ساخته بودند ، اسم گورخانه ، رباط و مدرسه بر آن مىنهادند تا شايد از مزاحمت ايلچيان در امان باشند . ولى اين تدابير مؤثر نبود . حتى جمعى از مردم درهاى خانهء خود را برداشتند و در زيرزمين ممر دشوارى تعبيه كردند . با اين حال ايلچيان به يارى چربيان ، ديوار خانهء مردم را سوراخ كرده ، به زور وارد مىشدند و تمام مايملك مردم را به يغما مىبردند . و هيچ يك از امرا و وزراء و حكام به فرياد مردم نمىرسيدند . « 1 »
اعتراض مردى به روش حكومت ، در عهد مغول
به طورى كه رشيد الدين فضل اللّه نوشته : « روزى مردى پير از كدخدايان صاحبناموس به ديوان آمد و مىگفت اى امرا و وزراء و حكام ، روا مداريد كه من مردى پيرم و عورتى جوان دارم و پسران من به سفراند و هريك عورتى جوان در خانه گذاشته و دختران نيز دارم و ايلچيان به خانهء من فرود آمدهاند . همه جوانان چابك و خوبروى و مدتى شد تا در خانهء مناند . آن زنان ايشان را مىبينند . . . من شبانروزى ايشان را نگاه نتوانم داشت و بيشتر مردم را همين حالت واقع است . چنانكه مىبينم چون تدبير برين نمط است ، تا چند سال ديگر در اين شهر يك بچهء حلالزاده به دست نيايد . » « 2 »
. . . سپس حكايت كرد كه در عهد سلاجقه در حدود نيشاپور امراء و تركان در خانههاى مردم به زور فرود مىآمدند . . . روزى تركى در خانهاى آمد تازهعروس زيبايى ديد و در او طمع كرد .
خواست مرد را به بهانهء آب دادن اسب از منزل بيرون كند . ولى مرد كه متوجه جريان بود ، از خانه بيرون نرفت و عروس خود را با اسب به كنار آب فرستاد . اتفاقا شاه ، نوعروس را در حالى كه مشغول آب دادن اسب بود ، مشاهده مىكند و علت را مىپرسد . زن جواب مىدهد به واسطهء ظلم تو . و مشكل خود را مفصل مىگويد . شاه متأثر مىشود و دستور مىدهد مأموران براى خود اردو بزنند و منزل بسازند و مزاحم مردم نشوند . « 3 »
رفتار ظالمانه مأمورين با مردم تا عهد غازان خان ادامه داشت . وى به اين اعمال ناروا پايان بخشيد و دستور داد در شهر ايلچى خانهها ساختند و فرش و كليهء ما يحتاج زندگى آنان را تأمين كردند .
كمكم نام مشئوم و ننگين « چربيان » رو به فراموشى رفت و مردم از سر فراغت و بدون بيم و هراس به ساختن ابنيه و آثار مشغول شدند . و كسانى كه از بيم مزاحمت ايلچيان ترك شهر و ديار كرده بودند ، به مسكن و مأواى ديرين بازگشتند . و قيمت خانهها بالا رفت . تا جايى كه رشيد الدين فضل اللّه مىگويد : « خانهاى كه پيش از اين به صد دينار بود ، اين زمان به هزار دينار نمىدهند . » در جاى ديگر مىنويسد : « . . . چون حكم نيست كه در راه علوفه ستانند ، كسى ايشان را ( يعنى ايلچيان را ) از ديگر مسافران بازنداند و به واسطهء چنين عدلى شامل عموم خلق در آسايشند . مغولان و صحرانشينان در يورتها ، زارع و تجار ، و صادر و وارد در راهها ، ايمن ، و
هامش
( 1 ) . ر . ك ، رشيد الدين ، تاريخ مبارك غازانى ، پيشين ، ( به اختصار ) ، ص 358 .
( 2 ) . همان ، ص 358 .
( 3 ) . همان ، ص 359 .