درآمدم ، رسولان روم را آنجا ديدم نشسته ، با ايشان درشتى در خطاب مىكرد و مىگفت : اگر مرا سلطان اجازت دهد به نفس خود تنها به ولايت شما درآيم و به لشكر خود همه را بگشايم از اين نوع كلمات مىگفت ، چون ايشان به در آمدند گفتم : سبب آن درشتى چه بود ؟ پادشاهى به احسان و ولا و محبت آغاز كرده است و رسولان وى پياپى مىرسند و دم اخلاص مىزنند ؛ گفت : جمله تقديمهايى كه به من آوردهاند به دو هزار دينار نمىرسد . » « 1 » از اين جمله پيداست كه وزير پولپرست سلطان ، در تيره كردن روابط دو شهريار سهم بزرگى داشته است . . . پس رسولان سلطان علاء الدين با جوابهاى غير مرضى . . . مراجعت كردند . . . چون به ميانه بلاد روم رسيدند رسولان علائى اعلام كردند كه اين سعى . . . به مثابت ضرب جديد بار داشت . . . پس سلطان علاء الدين به ملك اشرف ميل كرد ، و كمال الدين كاميار را پيش وى فرستاد و اعلام كرد كه : اين شخص كه من در مخالصت او رغبت كردم . . . برتر و خشك ، ابقا نمىكند و پيش او شاه و گدا به يك نرخند . . . دانستم كه رد او جز به حد سيف ناممكن است . . . » « 2 »
ايلچى يا مأمور صلح
( از لفظ ايل - صلح ، انقياد ) و پسوندچى . تقريبا مرادف صلحچى و صلحساز و مأمور در ايجاد انقياد و مصالحه به كار رفته است .
« ايلچى در عهد مغول عنوان مأمور صلح و فرستادهء مخصوص جهت استقرار مصالحه بين قبايل و طوايف مغول و ترك بوده است . و نيز فرستادهء مخصوص و فوق العادهاى كه برحسب استدعاى متظلمان و شاكيان از جانب خان ، به ولايت مىرفته و به دعاوى مردم و رفع ظلم ، از آنها رسيدگى مىكرده است . چون خود آنها علوفه و عليق خود را در بين راه از مردم مىگرفتهاند ، گاه وجود آنها سبب مزيد شكايت مىشده است . غازان خان جهت آمدوشد ايلچىها مقررات و قواعدى وضع نموده و در رفع جور و تعدى آنان اهتمام كرد . بعدها مخصوصا در عهد صفويه و قاجاريه ( قبل از مشروطيت ) ايلچى ، عنوان سفير و رسول رسمى ، كه از طرف پادشاهان ، به دربار ديگر سلاطين مىرفته است ، بوده . و غالبا وزراى مختار ايران در دربار سلاطين اروپا عنوان وزير مختار و ايلچى مخصوص داشتهاند و ورود و پذيرائى ايلچى در دربار سلاطين ، تشريفات و مقرراتى خاص داشته است كه نمونهء بعضى از اين تشريفات ، در سفرنامهها و كتب تاريخى آمده است . در دربار صفويه و قاجاريه غالبا ايشيك آقاسىباشى ، ايلچى خارجى را به حضور مىبرده است . » « 3 »
مزاحمت ايلچيان
اعزام نمايندگان و رسولان به اطراف و جوانب مملكت ، از ديرباز در ايران معمول بود . و سلاطين و حكام و وزرا و ساير مسئولين امور ، گاه و بىگاه اقدام به اعزام ايلچى مىكردند . ولى اين كار ، در دوران تسلط مغولان به صورت نامطلوب و مبتذلى درآمده بود . تا جايى كه به گفتهء رشيد الدين فضل اللّه « تمامت خوانين و
هامش
( 1 و 2 ) . همان كتاب ص 234 به بعد .
( 3 ) . دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 346 .