پذيرش و اعزام سفرا در عهد مغول « 1 »
پذيرش سفرا نزد مغولان از اختيارات انحصارى فرمانروا نبود .
شاهزادگان و وزراء نيز مجاز بودند كه سفراى خارجى را به حضور بپذيرند . اما اين اختيار ظاهرا هيچگاه به حكام داده نمىشد .
بدينگونه ابو سعيد در دوران زمامدارى پدرش و با اجازهء او ، با يساور فرمانرواى ماوراء النهر دربارهء ورودش به خراسان مذاكره كرد . و نيز امير چوپان نديم ابوسعيد سفراى سلطان مصر ، پاپ ژان بيست و دوم و قاآن را به حضور پذيرفت .
. . . در دوران قاآنها ، يعنى هنگامى كه حكام مناطق غربى تا حدى استقلال عمل داشتند ، وضع طور ديگر بود . در آن موقع بايجو مىتوانست پيامهايى را كه به او خطاب شده بود ، بپذيرد .
اما احتمال مىرود كه وى ورود سيمون و آسلين سفراى پاپ را به كيوك گزارش داده باشد .
ارغون نيز در سال 641 ه با فرستادگان سلاطين سلجوقى آسياى صغير ، و اسراى ايوبى شمال سوريه ( كه تا آن وقت مغلوب مغولان نگرديده بودند ) . مذاكره كرده است . معمولا مردان به عنوان سفير اعزام مىشدند . تنها داود پنجم پادشاه گرجستان يكبار زنان را به چنين مأموريتى فرستاد .
مغولان عدم تعرض به سفرا را ، بر خلاف بسيارى از شاهان مشرقزمين در آن زمان ، وظيفهاى مقدس مىدانستند . تنها در هنگامى كه به فرستادگان آنها در خارجه تعرض شده بود ، آنان از اين وظيفهء مقدس عدول مىكردند . حتى بايجو كه نخست قصد قتل سفراى پاپ را داشت ، با توجه به عواقب آن ، از اين كار صرفنظر كرد .
مغولان حتى براى ايلچيان و مبلغين دينى كه هيچگونه ادعاى سفارت نداشتند ، حقوق مخصوص سفرا را قايل بودند ( چون ويلهلم فن روبروك ) . و آنها در اين صورت با وسايل دولتى مسافرت مىكردند . و بزرگان و حكام مناطقى كه رسولان از حوزهء قدرت آنها عبور مىكردند ، موظف بودند از آنان پذيرايى كنند . . . براى سفرا در طول راه ، آواز خوانده مىشد . و به اين ترتيب به آنها اداى احترام مىگرديد . . . سفير را در ساختمانى كه محل سفرا بود ، مسكن مىدادند . و گاه سفرا را در خيمههاى كوچك مىپذيرفتند . و پذيرائى بهطور محدود صورت مىگرفت . ژان مىنويسد كه غذايى كه به چهار نفر داده مىشد ، به زحمت كافى بود كه يك نفر را سير كند . طعام ويلهلم از گوشت گوسفند ، حريرهء ارزان ، و آبجو تشكيل مىشد . پس از آنكه او ، نزد منكو از اين وضع شكايت برد ، شراب ، آرد و روغن نيز به او دادند .
مغولان ، هياتهايى را كه اعضاى آن متعدد بودند به سبب مخارجى كه به وجود مىآمد ، با ميل نمىپذيرفتند . چون تقتغا ، خان دشت قبچاق ( در سال 1303 م . ) هيئتى مركب از 325 تن به حضور غازان فرستاد ، ايلخان به تمسخر گفت ، كه اين گروه براى فتح مناطق موردنظر كوچك ،
هامش
( 1 ) . تلخيص از : برتولد اشپولر ، تاريخ مغولى ، ترجمهء مير آفتاب ، ص 362 .