و به عنوان فرستادگانى براى مذاكره بسيار است .
براى هريك از سفرا تعدادى خدمتگزار مىفرستادند . سفرا پس از ورود ، مورد پرسش و جستجو قرار مىگرفتند . وزير ممالك ، كار بازجويى را به عهده داشت . سفرا قبل از حضور به خدمت فرمانروا ، ناچار بودند خواستهء خود را طى نامهاى معروض دارند . و آن نامه را با مكتوبهايى كه از ولينعمت خود آورده بودند ، حضور خان مغول تقديم كنند . ترجمهء نامهها غالبا اشكالاتى فراهم مىكرد . تشريفات پذيرايى سفير ، بسيار بود . لباس آنان جستجو مىشد كه كارد و سلاح ديگر با خود نداشته باشند . نگهبانانى كه زير بازوى سفير را مىگرفتند ، در عين حال مراقب او بودند . سفرا مىبايد لباس فاخرى بر تن كنند . در فاصلهء يك تيررس از اسب پياده شوند . درجه احترام و نحوهء پذيرايى سفرا ، فرق مىكرد . گاه در آغاز شرفيابى ، ترجمهء مكتوب سفير به وسيلهء وزير براى فرمانروا خوانده مىشد . گاه گفتگوهايى بين طرفين صورت مىگرفت .
و در حين شرفيابى ، خان شخصا جامى از شير اسب به آنها تعارف مىكرد . آنها مىتوانستند در صورت عدم تمايل ، از نوشيدن خوددارى كنند . سفرا ، معمولا هدايايى همراه خود مىآوردند .
سفرا پس از پايان شرفيابى ، خيمه يا قصر خان را ترك مىكردند . و نگهبانان خان ، آنها را تا منزلشان بدرقه مىكردند . سفيران مىتوانستند با مردم گفتگو كنند . مدت اقامت سفرا در هنگام ورود معلوم مىشد . و هنگامى كه مىخواستند مقر خان مغول را ترك گويند ، نيازمند به اجازهء فرمانروا بودند . در اين هنگام ، معمولا « پاسخ فرمانروا را براى مخدوم خود مىبردند . به نمايندگان سياسى ، در آن ايام بيشتر به عنوان يك جاسوس و مأمور گردآورى اطلاعات مىنگريستند و به همين مناسبت نمايندگان سلطان مصر در مقر خان و فرستادگان ايلخان در دربار سلطان مصر با مشكلات گوناگون روبرو مىشدند . اما سفراى غازان را كه اسلام آورده بود در سال 700 ق . سلطان مملوك به خوبى پذيرفت . در روز شرفيابى ، آنان ، از ميان هزار تن مشعلدار كه دو رديف صف كشيده بودند ، گذشتند . و پس از تقديمنامه و تبادل هديهها بازگشتند . » « 1 »
سفارت مجير الدين خوارزمى به دربار سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى
چون سلطان جلال الدين به شهر مراغه رسيد با وزراء و اكابر و سرلشكران و مديران دولت خود در تقديم مصالح رائى زد ، صلاح چنين ديدند كه با سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى ملك روم راه مصادقت گشاده گرداند قاضى القضات مجير الدين طاهربن خوارزمى را جهت اتمام آن مهم به خدمت سلطان فرستاد . . . « در اين حال صدر معظم ، عالم مجتهد قوام الملك مجد الدولة والدين . . . را سوى آن حضرت توجه داديم و بر زفان رسالاتى بازنمايد و فتح باب به موافقت و يگانگى واجب دارد . مجلس سامى سخن او را به سمع رضا اصغا فرمايد . . . الخ . در محروسه قيصريه به خدمت رسيد ، سلطان در اعزاز مقدم شريفش مبلغت تمام
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 364 .