منصب خلافت ، عازم شام و مصر شود تا اين بلاد را از چنگ فاطميان به در آورد » « 1 » ولى اين مواعيد به نحو كامل صورت عمل نگرفت و روابط ميان خليفه و سلطان كه بىاجازه در امور خلافت دخالت مىكرد بهبود زيادى نيافت ، شواهد تاريخى نشان ميدهد كه اگر طغرل به حمايت خليفه نيامده بود خلافت بغداد ، سالها قبل از حمله هلاكو ، به همت والاى بساسيرى برافتاده بود در زبدة التواريخ به اين معنى اشاره شده است : « من تمهيد قواعد بغداد براى مستنصر مغرور مىكردم و خواستم كه بنو عباس جابر متعدى را براندازم و قائم را بكشم تا حق در نصاب خود آرام گيرد اين ترلك ( طغرل ) جاهل بيامد و سنگ تفرقه در ميان انداخت . » « 2 » پس از طغرل ، مناسبات خلفاى بغداد با البارسلان و ملكشاه طبيعى و عادى بود . اولين اقامت ملكشاه و نظام الملك در بغداد در سال 479 صورت گرفت « در اين سفر ملكشاه وزير خود نظام الملك را به همراه داشت ، ملكشاه ابتدا به زيارت قبور و مشاهد ائمه رفت و بعد به حضور خليفه رسيد ، خليفه به وى خلعت پوشانيد و « كار بلاد بندگان خدا » را رسما به دو تفويض كرد ، در همين مجلس نظام الملك كه در كنار خليفه جاى گرفته بود ، امراء را با ذكر عناوين هريك و ميزان ثروت و اقطاعشان به خليفه معرفى نمود . » « 3 » روابط عادى بين ملكشاه و خليفه دوام نيافت . در سال 485 ملكشاه به بغداد وارد شد و وزير خليفه ( عميد الدوله ) را به حضور پذيرفت « در پاسخ تهنيت وزير خليفه ، ملكشاه درشتى كرد و وى را مأمور ساخت تا به خليفه پيغام برد كه وى بايد بغداد را ترك كند و به هرجايى كه مىخواهد راهى شود . چون مقتدى براى فراهم آوردن اسباب سفر يك ماه مهلت طلبيد ، ملكشاه پاسخ داد كه « فى الحال بايد خارج شود » « 4 » بالاخره پس از مذاكرات سختى ، ملكشاه با مهلت ده روزه موافقت كرد ، اما پيش از آنكه مهلت سپرى شود ( چنانكه قبلا گفتيم ) سلطان در شرايط مظنونى جهان را بدرود گفت . سلطان پس از مراجعت از شكار در اثر تب شديدى درگذشت . » « 5 » چنين به نظر مىرسد كه سلطان توسط شخصى به نام مزدك و به تحريك كارگزاران نظام الملك و يا هواخواهان خليفه مقتدى مسموم شده است - مساله جانشينى ملكشاه موضوع آسانى نبود براى احراز اين مقام چهار پسر سلطان و برادرش تلاش و ستيز مىكردند . در چنين اوضاعى خليفه سعى مىكرد با استفاده از اختلافات ، موقعيت سياسى خود را استحكام بخشد بالاخره در ميدان رقابت بركيارق پيروز شد ، خليفه كه نخست در زير فشار تركان خاتون و تاج الملك با شهريارى محمود موافقت كرده بود در اثر فشار هواداران نظام الملك به سلطنت بركيارق تن داد ، بركيارق پس از چندى براى تحكيم موفقيت خود راه بغداد پيش گرفت و از خليفه خواست كه نام او را در خطبه ذكر كنند ، خليفه نيز قبول كرد ولى چند روز بعد ، در محيط پرتشنج و تحريك بغداد مرگ نامنتظره و مظنون خليفه اعلام شد . به
هامش
( 1 ) . سياست و غزالى ، تأليف هانرى لائوست ، ترجمهء مهدى مظفرى ، ص 9 - 41 ( به اختصار ) .
( 2 ) . زبدة التواريخ ، ص 99 .
( 3 ) . سياست و غزالى ، پيشين ، از ص 46 به بعد ( به اختصار ) .
( 4 ) . همان ، ص 54 .
( 5 ) . همان ، صل 79 .