هيچ امرى نبايد بگذرد مگر پس از طول زمان و تضييع وقت زياد . . . اكنون كه تصميم گرفته شد « اوضاع ايران بر مناظم جديد » نهاده شود اوقات كار ادارى را معين و مشخص مىداريم . »
در دوران او مصادر امور اربابرجوع را يكيك به حضور مىپذيرفتند « تا هركس حرف خود را بدون خجالت از غير واضح و بىپرده بگويد و جواب شافى بشنود ، پس از اداى مطلب و شنيدن پاسخ فورى برخيزد تا نوبت به ديگرى تواند رسيد . » « 1 »
سپهسالار ملاقات خصوصى را در ساعات ادارى قدغن كرد و اعلام كرد كه امور مهم و فوتى را به طور مختصر به مقام صدارت اعلام كنند ، پاسخ آن دو روز بعد به نويسنده خواهد رسيد .
در حقيقت حدود يك قرن پيش سپهسالار كوشيد يكى از مشخصات تمدن جديد بورژوازى يا « شهريگرى » را كه عبارت از استفاده و بهرهبردارى از ساعات و دقايق عمر است در محيط ايران عملى كند . ولى چون شرايط اقتصادى و اجتماعى ايران براى اجراى اين فكر آماده نبود ، نيت خير او با بركناريش از مقام صدارت رو به فراموشى رفت و دامنهء اين بىنظمى ديوانى ادامه يافت .
« ديگر از كارهاى مترقى سپهسالار اين بود كه هنگام حركت ، « با نوكر و قراول » راه نمىافتاد . در مقام صدارت تنها از خانه به مقر كار خود مىرفت و ديگران ناچار تبعيت مىكردند . رسم خلعت فرستادن را لغو كرد ، القاب را برانداخت . . . بساط ناهار آوردن به وزارتخانه و غليان كشيدن را در جلسههاى رسمى ممنوع كرد . . . » « 2 »
استاد و معلم منشيان عهد قاجاريه ( چنان كه اشاره كرديم ) ميرزا ابو القاسم قائممقام بود ، و اميرنظام گروسى و ديگران از شاگردان مكتب او بودند « منشآت قائممقام را حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله فرزند عباس ميرزاى ولىعهد و نوادهء فتحعليشاه گردآورى كرده بود . و منشآت حاج فرهاد ميرزا را ، كه در فصاحت و زيبايى دست كمى از منشآت قائممقام نداشت همين اميرنظام
هامش
( 1 ) . دكتر آدميت ، انديشهء ترقى ، ص 449 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 451 به بعد .