يك دنيا شوق و ذوق براى عرض تبريك به شميران مىروم ، و مشار الملكى به تصور اينكه من سابقه بندگى به آقاى رئيس الوزراء دارم و حالا از ديدن من خوشوقت خواهند شد ، مرا برداشته در حياط درونى به حضور مىبرد و آقاى رئيس الوزرا به مجرد ديدن من عوض همه اظهار مرحمتها فورا مىگويند : « مراد ، ما يك ترتيبى داشتيم چرا ترتيب را به هم زدى » يعنى چرا جلوگيرى از ورود من نكردى ، بعد هم كه حشمة الدوله مىآيد و من مىخواهم بيرون بيايم ، مىايستم كه آقا نگاه بكنند ، تعظيم كرده مرخص بشوم و آقا متعمدا به قدر ده دقيقه نگاه نمىكنند تا بىقدرى مرا در نظر حاضرين تسجيل فرموده باشند و بالاخره هم مأيوس از عطف نظر بيرون مىآيم ، و همه اين سرگردانيها و ناخوبيها را براى اين مىكنند كه مبادا مهربانى ديده وفاء مواعيد سابقه را تقاضا كنم . . . حالا آقاى رئيس الوزراء كه عمرشان دايم و شغلشان ثابت باد اگر ميل تغير و تمسخر دارند ، يا قصد تفقد و تلطف بر هردو قادرند . . . فدوى ايرج « 1 »
حقوق كارمندان در عهد قاجاريه
در دوره قاجاريه به علت ستمگرى زمامداران و فقدان امنيت قضائى مردم تن به كار نمىدادند ، كشاورزى و صنايع دستى يعنى مهمترين فعاليتهاى توليدى بسيار ضعيف بود ، تجارت رونقى نداشت ، به علت ركود اقتصادى پول و سرمايه كافى در دست مردم نبود به همين علت كالاها بسيار ارزان و قدرت خريد مردم سخت ناچيز بود . كارمندان دولت حقوق كافى نمىگرفتند ، و دولت حقوقى را كه تعيين مىكرد ، در موقع مقرر نمىپرداخت ، در نتيجه كارمندان بلندپايه به زيردستان خود ستم مىكردند و از آنان رشوه و پولهاى نامشروع مطالبه مىكردند و آنان نيز به حكم اجبار به تودهء مردم زور مىگفتند و از آنها به عناوين مختلف اخاذى مىكردند به همين علت مردان صديق و پاكدامن تن به خدمت ديوانى نمىدادند .
اعتماد السلطنه كه مردى فرصت - - طلب بود مىنويسد : « ميل ندارم اخراج شده مواجبم قطع شود . . .
اول مواجب كه از دولت به من داده شد چهارده تومان است به خواست خدا و به زحمت دو هزار تومان رسانيدهام . . . » « 2 »
در دوره قاجاريه نيز گاه قسمتى از حقوق كارمندان به جنس پرداخته مىشد .
در گزارشى كه از ساخلوى بوشهر در سنهء 1306 قمرى به تهران مخابره شده ، خطاب به وزير امين الدوله محسن ( منشى حضور )
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 48 .
( 2 ) . روزنامهء خاطرات ، پيشين 121 .