اينكه خستگى را تحمل كند . . . يعنى روزها و شبها بدون انقطاع راه رود . . . يعنى شب قدمها را آهسته مىكردند و در همان حال به خواب مىرفتند . . . آنها اگر از مسير خود منحرف مىشدند چشم مىگشودند و به كمك ستارگان خط سير خود را اصلاح مىنمودند . « يكى از پيكهاى معروف ايرانى كه اسمش در تاريخ باقى مانده شاطر صالح است كه از شاطران قطب الدين ازلاغ پسر خوارزمشاه بود . » « 1 »
ديوان رسائل در عهد قاجاريه
رئيس ديوان رسائل
« ديوان رسايل فتحعليشاه قاجار به عهدهء ميرزا - عبد الوهاب نشاط بود . اين مرد . . . در سال 1218 ه كه چهل و سه سال از عمرش گذشته بود ، به تهران آمد و به دربار فتحعليشاه راه يافت و سمت دبيرى و منشيگرى و لقب « معتمد الدوله » گرفت .
پس از چندى به سرپرستى ديوان رسايل گمارده شد . . . نشاط پس از احراز اين مقام ، همهجا در سفر با شاه همراه بود و بيشتر احكام سلطنتى و فرامين رسمى و نامههاى خصوصى شاه و عقدنامهها و وصيتنامههاى افراد خاندان سلطنت ، با خط و انشاى او تحرير مىشد . و تا پايان عمر عهدهدار اين سمت بود . . . » « 2 »
« ناگفته نماند كه قبل از نشاط ، ميرزا رضى منشى الممالك فرزند ميرزا شفيع آذربايجانى عهدهدار ديوان استيفا بود . . .
ميرزا شفيع مستوفى نادر شاه بود و ميرزا رضى پس از فوت پدر در دولت ميرزا ، در لباس رسمى عهد قاجاريه
هامش
( 1 ) . خواجهء تاجدار ، پيشين ، ص 329 .
( 2 ) . از صبا تا نيما ، پيشين ، ج 1 ، ص 29 .