كه از اصفهان مىآمد و شش زنگوله كوچك دور كمرش بسته بود كه تا هم با شنيدن صداى آنها كسى مانع راهش نشود و هم خودش را ضمن راه خواب نگيرد . مىگويند پيكهاى شاهزادگان نسبت به اهميت مقامشان تا دوازده زنگوله به كمر مىبندند . » « 1 »
چنان كه گفتيم در عهد مغول ، ديوان انشاء ارزش و مقام چندانى نداشته ، ولى بعد از ايلخانان در دورهء جلايريان اين شغل و لقب ، رسميت كامل يافت و در كتاب دستور الكاتب تأليف محمد بن هندوشاه نخجوانى به اين اصطلاح مكرر برمىخوريم و حتى از وجود سواد و فرمان منشى الممالكى كه به نام مولانا سعد الدين شيخى صادر شده و در آن كتاب است مىتوان دريافت كه تثبيت و رسميت اين شغل و منصب به قسمى بوده كه تفويض آن ايجاب مىكرده است ، فرمان صادر شود . اينك قسمتى از فرمان مزبور را كه از محتواى آن نكاتى چند درباره وظيفهء منشى الممالكى معلوم مىگردد در اينجا مىآوريم :
« استعلا بر شواهق جبال جمال . . . جز به تعين حذاق كتاب و اساتيد انشاء ديوان ممالك صورت نبندد . . . مصالحت ميان سلاطين اسلام بىتسخير كلمات سحر كردار حاصل نگردد . و موافقت ميان ملوك ايام بىتسخير عبارات گوهربار او ، اتفاق نميفتد . . . تفويض منصب انشاء ممالك به جانب او شد تا بر وجهى كه مقتضاى رأى نقاد و طبع وقاد و فيضان و لمعان اشعهء فضيلت اوست ، به تقليد ديوان انشاء اشتغال نمايد ، و مناسب هرفرد از افراد انسانى چون سلاطين و امرا و وزراء و اركان دولت و اعوان حضرت و اشراف و اعيان و اواسط الناس توكيل لايق و ترتيبى رايق در سلك تعبير آورد . . . مطالب را بر وضعى بيان كند كه غريب الفهم نباشد و از تكلف عبارات و تعسّف استعارات احتراز و اجتناب ورزد و حد وسط مرعى دارد ، مطول و ممل و موجز و مخل ننويسد . . . در كتابت احكام ديوانى و فرامين سلطانى داد سخن بدهد و ناموس حضرت سلطنت و ديوان امارت و وزارت در كتابت رعايت كند ، و تا بيان مطلب بر طريق ايجاز ممكن گردد از اطناب محترز و مجتنب باشد . . . اين حكم نفاذ يافت تا از اين تاريخ امراء الوس و تومان و . . . بدانند كه از ابتداى اين سال مولانا صاحب اعظم . . . شيخى را منشى ديوان بزرگ در جميع ممالك ما دانند . در كتابت مكاتبات سلطانى . . . رجوع كلى با او كنند . » « 2 »
از رسوم ديوانى دورهء صفويه آگاهى بيشترى داريم . وظايف و شغل منشى الممالك در دو رسالهء دستور الممالك تأليف ميرزا رفيعا و تذكرة الملوك اثر ميرزا سميعا به صورت بالنسبه كاملترى تشريح و توصيف شده است و ما شرحى را كه ميرزا رفيعا در اينباره نوشته است ، در اينجا مىآوريم :
« شغل مشار اليه سواى تحرير ارقام كه تعلق به عاليجاه واقعهنويس دارد ، و ديگر جميع احكامى كه منشيان دار الانشاء بعضى را به مسودهء دفترى و بعضى را به مسودهء منشى الممالك مىنوشتند و از دفترخانهء همايون مىگذشت ، عموما از تيولنامجات امراء و بيگلربيگيان و
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كاررى ، پيشين ، ص 50 .
( 2 ) . دستور الكاتب ، نسخهء خطى ، كتابخانهء مدرسهء سپهسالار ، ص 376 به بعد .