تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
دولتهاى بعد از اسلام بوده بلكه مسألهء جلدسازى ، صحافى ، ساختن مقوا و آهار ، ساختن وصالى ، جزءبندى و سيفه و پشتى و پيزاره و شيرازه چسبانيدن ، جلا دادن ، قلم‌كارى ، جلد يك پوستى و دو پوستى و ديگر تزيينات كتاب ، از روزگار قديم مورد علاقهء خواص بوده و عده‌يى از اين راه زندگى مىكردند . در رسالهء منظوم جلدسازى به تفصيل از جزئيات اين هنر و راه و رسم صحافى و جلدسازى مطالبى نوشته شده است . هرچند اشعار سست و مغلوط است ولى از اين كه خواننده را با بسيارى از فنون و اصطلاحات اين رشته آشنا مىكند قابل‌توجه است . » « 1 »

ديوان رسائل در عهد صفويه

چاپارهاى سلاطين صفويه

ابلاغ‌نامه‌ها و فرامين سلطنتى از ديرباز به كمك چاپارها و شاطرها صورت مىگرفت . تاورنيه از مظالم چاپارهاى ايران سخن مىگويد و مىنويسد : « . . . يك اسب از اصطبل شاه يا حاكم به او مىدهند و يك نفر پياده هم از دنبال او مىدود ، همين‌كه چاپار ضمن راه به كسى برمىخورد كه اسب بهترى دارد ، حق دارد كه اسب او را بگيرد . صاحب اسب ناچار بايد عقب او بدود تا اسب خود را بگيرد . و اغلب اين چاپارها از اختيارى كه دارند سوء استفاده مىكنند ، يا پول مىگيرند و مزاحم نمىشوند يا بىجهت اسب اشخاص را مىگيرند . فقط به آنها گفته شده است كه با فرنگيها چنين معامله‌اى نكنند . در عثمانى چندى اين روش ظالمانه معمول بود ، ولى سلطان مراد با ايجاد پستخانه به اين وضع پايان داد . » « 2 »

كبوتر نامه‌رسان

: پيترودلاواله ، در پايان مكتوب پنجم خود مىنويسد : « در حال حاضر منتظرم كبوترهاى قاصدى را كه دربارهء آنها به برادر زنم نامه نوشته‌ام برايم از بابل بفرستند ، اين كبوترها نامه را به مقصد مىرسانند و مراجعت مىكنند ، از زمانهاى قديم در آسيا از وجود آنها استفاده مىكرده‌اند ، به طورى كه « تاسو » آنها را چاپارهاى پرنده خوانده است . نسل كبوترهاى بغدادى از همه بهتر است و برادرزن من تعدادى از بهترين نوع اين پرندگان را پرورش داده است ، و اكنون خيال دارم تعداد آنها را افزايش دهم و در صورت امكان از آنها براى فرستادن نامه‌هايم به ايتاليا استفاده كنم . . . » « 3 »

نامه‌رسان يا « شاطر »

: پيترودلاواله در سفرنامهء خود مىنويسد : « موقعى كه بايد نزد شاه بروم ، يك نفر شاطر نيز استخدام خواهم كرد . شاطر كسى است كه وظيفهء نامه‌رسانى را بر عهده دارد ، و به علاوه جلوى اسب حركت مىكند و كلاه پردارى بر سر و زنگوله‌هايى به كمر دارد كه در موقع حركت صدا مىكند و مردم با شنيدن صدا كنار مىروند . پاهاى اين افراد كاملا برهنه و
هامش
( 1 ) . رسالهء جلدسازى ، تصنيف سيد يوسف حسين در ماه رمضان از دست جمال صاحب ، سنه 1228 ، به اهتمام ايرج افشار به نقل از فرهنگ ايران‌زمين ، ج 16 و 17 ، ص 1 به بعد . ( 2 ) . سفرنامهء تاورنيه ، پيشين ، ص 904 . ( 3 ) . سفرنامهء پيترودلاواله ، پيشين ، ص 565 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 486 | مرتضى راوندى