تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠

دبيرخانهء دولت در عهد مغول

مغولان پس از كشورگشايى ، سرانجام دريافتند كه بايد سازمانى متمركز براى ادارهء امور دولت ايجاد كنند . چنگيز به كمك مشاوران اويغورى و چينى ، دبيرخانهء دولت را به وجود آورد و اين سازمان در زمان كيوك و اوكتاى همچنان باقى بود . « كيوك بلغاى آغا را كه نسطورى و قاضى القضات بود ، به رياست اين دبيرخانه گمارد . » نويسندگان ايرانى او را رئيس الكتاب خوانده‌اند . كيوك صدور فرمان يرليغ را به او واگذار كرد و منشيان ، مأموران ادارهء صندوق ، مقومان جواهرات ، البسه و پوست ، مأموران نظارت در ضرب سكه ، تحت نظر او بودند . طبق گزارش ويلهلم فن روبروك ، اين صاحب‌منصبان در دوران زمامدارى منكو ، به استثناى چند تن همه مسلمان بودند . دبيرخانه كه مسئول صدور احكام سلطنتى « پائزا » بود ، به تعداد زبانهاى رسمى دربار به چند بخش مغولى ، فارسى ، ايغورى ، ختايى ، تبتى و تنكويى تقسيم مىشد . اسناد به شيوهء معينى انشا و تنظيم مىشد . در آغاز اسناد « با تأييدات خداوند جاودان » نوشته مىشد ، ولى در دوران زمامدارى فرمانروايان مسلمان ، بسم اللّه الرحمن الرحيم اضافه گرديد . كاغذ اسناد طولانى و باريك بود . در دورهء ايلخانان فرمان از طرف دبيرخانه صادر مىگرديد و بيش از پيش در مكاتبات از سرمشقهاى كهن شرقى استفاده مىشد . به موجب سنت ، وقتى پيش‌نويس اسناد را براى ايلخانان مىخواندند كه او ، مست نباشد ، پس از تنظيم سند يكى از صاحبمنصبان عالىمقام آن را با مهر سياه « قراتمغا » ممهور مىكرد . فرمانها در دفترى وارد مىشد و دفترها را با دقت تمام نگهدارى مىكردند . الواح زرين و سيمين « پائزا » از طرف دبيرخانه صادر مىشد . دارندگان اين الواح با احترام بدرقه مىشدند و نظرشان مطاع بود . اين الواح به صاحب‌منصبان عالىرتبه پادشاهان دست‌نشانده ، سفراء ، ايلچيان و آباء كليسا داده مىشد . وضع نشان دولت در دورانهاى مختلف يكسان نبود . رنگ و شكل آنها عوض مىشد ، متن آنها چند سطر و به زبان مغولى بود . نشان زرين دولت در دست وزير اول بود . غازان در مورد بزرگى و جنس نشانها دستوراتى داد به طورى كه نشان بزرگ براى مهر اسناد و مكتوبات مربوط به سلاطين و امور مهم ديگر به كار مىرفت و براى امور كم‌اهميت‌تر و امور لشكرى و امور مربوط به خزانه نشانهاى طلايى كوچكترى به كار مىبردند . « 1 »

ديوان رسائل در عهد مغول

به طورى كه از تاريخ جهانگشاى جوينى برمىآيد ، چنگيز و پيروان او به عبارت‌پردازى و مجامله‌كارى مطلقا توجه نداشتند « . . . هركس كه بر تخت خانى نشيند ، يك اسم درافزايند « خان » يا قاآن و بس . ميان سلطان و عامى فرق ننهند . . . مقصود سخن نويسند و زوايد و القاب و
هامش
( 1 ) . برتولد اشبولر ، تاريخ مغول ، پيشين ، ص 290 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 480 | مرتضى راوندى