تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
بيدارى و آگاهى مسعود ، ملطفه‌اى براى او مىنويسد و او را از تصميم سلطان محمود دربارهء خيش‌خانهء مصورش آگاه مىسازد و او قبل از رسيدن جاسوسان محمود وضع خيش‌خانه يا عشرت‌گاه خود را دگرگون مىكند . « گاه مندرجات نامه يا ملطفه رمزى و معماگونه است در اين مورد آن را « ملطفهء معما » مىخواندند . مسعدى در وقت به معمايى كه نهاده بود با خواجه عبد الصمد اين حال بشرح بازنمود . . . » « 1 »

پيمان‌نامه

: « نامه‌اى است مشتمل بر عهد و پيمان پادشاهى با پادشاه ديگر يا خليفه كه براى اطمينان طرف ، سوگند شرعى هم در آن ذكر مىشده است و گروهى از خواص هم ذيل آن گواهى خويش را بر درستى مندرجات عهدنامه مىنوشتند . در تاريخ بيهقى متن دو پيمان‌نامه تحت عنوان « نسخة العهد » آمده . نخستين پيمان ، نامه‌اى است كه سلطان مسعود براى منوچهر بن قابوس فرستاده . و در سبب فرستادن اين نامه مىنويسد : « و كار دوستى بدان جايگاه رسيد كه منوچهر از امير مسعود عهدى و سوگندى خواست ، چنان‌كه رسم است كه ميان ملوك باشد . » « 2 » و اينك مقدمهء اين پيمان‌نامه : « همى گويد مسعود بن محمود كه به ايزد و به زينهار ايزد و بدان خداى كه نهان و آشكاراى خلق داند كه تا امير جليل ابو منصور منوچهر بن قابوس طاعت‌دار ، فرمان‌بردار و خراج‌گزار خداوند ، سلطان معظم ابو القاسم محمود . . . باشد و شرايط آن عهد . . . نگاه دارد و چيزى از آن تغيير نكند من دوست او باشم به دل ، و با نيت و اعتقاد و با دوستان او دوستى كنم و با دشمنان او مخالفت و دشمنى . » « 3 »

سوگندنامه

: « نامه‌يىست مشتمل بر قسم شرعى كه سوگند خورنده بايد آن را بر زبان راند و سپس با خط خويش پايدارى و وفادارى خود را بر آن بنويسد و ديگرى را هم با آن گواه گيرد . معمولا چون سلطان شغلى مهم به يكى از رجال واگذار مىكرده بعد از دادن منشور وى سوگندنامه‌اى از وى مىگرفته است ، متن اين سوگندنامه چون ديگر نامه‌ها توسط صاحب‌ديوان رسالت تهيه مىشده و پس از انجام تشريفات سوگند خوردن به وسيلهء دواتدار در دواتخانه ضبط و بايگانى مىشده است . » « بو سهل و بو نصر ، آن سوگندنامه پيش داشتند ، خواجه آن را بر زبان راند پس بر آن خط خويش نبشت و بو نصر و بو سهل را گواه گرفت . » « . . . وى سوگند بخورد چنان‌كه رسم است و خط خود بر آن نبشت و بر اين عرضه كردند و به دوات‌دار سپردند . » « 4 » « بو نصر سوگندنامه نبشته بود عرض كرد ، هرون بر زبان راند و اعيان و بزرگان گواه شدند . » « 5 »

فتح‌نامه

: مكتوبىست متضمن خبر پيروزى لشكر در نبرد كه به وسيلهء مبشران به ديگر بلاد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 217 . ( 2 ) . همان ، ص 135 . ( 3 ) . همان ، ص 138 . ( 4 ) . همان ، ص 269 . ( 5 ) . همان ، ص 355 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 475 | مرتضى راوندى