نامدار عالم اسلام در سى و دو صفحه مطالبى به رشتهء نگارش درآورده است . » « 1 »
معنى بعضى از اصطلاحات ديوانى
: خدمتت : پيشكش . اقطاع : تيول . اطلافات : مخارج لشكرى . ايجابات : مواجب و مستمرى . ادرارات : پرداختيهاى مستمرى كه از روى احسان مىدادند مانند مستمريهاى طلاب علوم و غيره .
تشويقات : عطاها و هدايا . معاملت : باقىماندهء حساب و بدهى مالياتى . جرايد معاملات :
دفترهاى معاملات يعنى دفترهاى بدهى مالياتى . خط : نامه . مستوفى كل ممالك : متصدى امور مالى مملكت و صاحبديوان استيفاء . نايب يا نايب استيفاء : رؤساى ديوان استيفاء ايالات و ولايات كه از طرف مستوفى كل اعزام مىشدند .
برات
: حواله ، نامه ، سفته . مشروح : گويا مراد صورت ريزحساب بوده است . تقليد : يعنى گماشتن كسى به مقام قضاء و استيفاء و مانند آن . مثال : فرمان يا دستور ، اعم از كتبى و شفاهى .
مشاهرات و جرايات : به معنى مقررى و مستمرى ماهانه است . بقعه : ناحيه ، مدرسه و محل موقوفه . اعمال : مناصب از قبيل قضاء و استيفاء ولايت كه مفرد آن عمل است . مفاوضه : مطالعه و ملاحظه و رقعه به معنى نامه است . مسرع : پيك تندرو . خطابت : امامت جماعت . خزانهء كتب خاص : كتابخانهء سلطنتى . اجرا و جامگى : مستمرى جنسى و نقدى . حسابكرد : صورتحساب .
نشان : مقصود مهر يا امضاء بوده است . « 2 »
مبارزه با القاب پوچ و بىمعنى
در ميان مردان تاريخ ، كسى كه پيش از همه ( حدود نه قرن پيش ) از سادهنويسى حمايت نمود و با عناوين و القاب و تشريفات بىحاصل مبارزه كرد ، حسن صباح بود . چنانكه از مدارك تاريخى برمىآيد ، چون سلطان سنجر به عراق مىآمد ، رئيس مظفر به اشارهء حسن صباح مىخواست به هروسيله شده با سلطان ، روابط خويش را نيكو كند ، وى را ضيافت كرد و هديههاى بسيار به وى و اميران و صاحبان منصب او داد . رئيس مظفر را كه پير و ناتوان بود در محضه گذاشته به نزد سلطان بردند .
پادشاه او را بسيار نواخت ، يكى از وزيران - كه محتملا فخر الملك فرزند نظام الملك بود - رئيس را نكوهش كرد كه « پيرانهسر ، مطيع ملحدان شده است و مال و دژ امير داد حبشى را به ايشان داده است . » رئيس مظفر با شهامت بسيار پاسخ داد : « زيرا كه حق با ايشان ديدم و گرنه توقع مال و جاه نداشتم و ندارم . » آنگاه چند نامه را كه از دربار سلجوقى به وى نوشته شده بود خواست و به وزير نشان داد و گفت ببين چه القابى عالى و اسامى بلند نوشتهاند . و بعد نامههاى حسن را نمود و گفت : « ببين چگونه بىتكلف مىنويسد . » اگر مقصودم مال و لقب و مقام مىبود ، هرگز نمىبايست از درگاه سلطان دور شوم .
كاغذهاى حسن چنين بود : « رئيس مظفر خدايش نيكى بر مزيد كناد . . . چنين كند : و چنان
هامش
( 1 ) . مأخوذ از كتاب اصول و قواعد خط ستّه ، به كوشش ايرج افشار ، به نقل از فرهنگ ايرانزمين ، ج 11 ، ص 103 به بعد .
( 2 ) . نامههاى رشيد الدين وطواط ، دكتر تويسركانى ، پيشين .