براى دفع دشمنان . و ديگر از اصحاب سيف بسيار كس بر خداوند خود خرج كرده است . . . و از اهل قلم هركه مثل اين حركت صادر نشده . . . سوم آنكه اصحاب قلم خزانهدار و دخل ملوك باشند و اصحاب شمشير محل خرج پادشاه . و تا جمع نشود خرج نتوان كرد . . . چهارم آنكه اصحاب شمشير جنگ دانند اما تدبير ندانند ، و قوت دارند اما رأى صواب ندارند ، و قهر خصمان و زهر متعديان به رأى صواب بيش از آن توان كرد كه به مجرد قوت و شوكت . پادشاه چون اين سخنان بشنيد پسنديد و دبير را تشريف فرمود . . . » « 1 » - القاب منشأت رسمى و دولتى در عهد خوارزمشاهيان برحسب مقام و موقعيت امراء و پادشاهان و وزراء فرق مىكرده و آغاز و انجام اين نامهها ، تقريبا همه به يك شكل تهيه شده است . براى سلطان سنجر ، يا پادشاهان مقتدرى كه در طراز اول بودهاند خداوند عالم ، سلطان بنى آدم ، فرماندهء شرق و غرب يا خداوند عالم ، سلطان بنى آدم پادشاه روى زمين ؛ به پادشاهان همشأن و همپايهء خود و امراء مستقل از قبيل محمود بن محمد بن بغراخان . . . و مانند ايشان : مجلس عالى ، خاقان اعظم ، پادشاه اسلام ؛ يا مجلس عالى ، خاقان معظم ، پادشاه اسلام . . . خطاب مىكردند .
پايان اينگونه نامهها نيز مانند آغاز آن ، سبكى مخصوص دارد و تقريبا همهء آنها به يك شكل پايان مىيابد . يعنى منتهى مىشود به درخواست اينكه : هر فرمانى هست اعلام دارند تا در امتثال آن طريق بندگى سپرد ، يا هرمرادى كه باشد بنمايد تا به انجام آن اهتمام شود .
هرچند تعبيرات در اينباره برحسب شأن طرف مختلف آمده است ، اما مطلب يكى است . . .
فرمانهايى كه براى انتصاب قضات ، و متوليان اوقاف و ائمهء جماعت و ساير ارباب مناصب صادر شده است نيز ، همه يك اسلوب عمومى و مشترك دارند بدينسان :
« نخست شرحى دربارهء اهميت و ارج آن مقام ، كه از جهت دين يا دنيا ذكر شده ، پس از آن لياقت و كفايت مأمور جديد و صداقت و وفادارى او بيان شده ، سپس انتصاب او به آن مقام اعلام ، و از آن پس عامهء طبقات را به تمكين او در آن مقام امر مىكند . . . مفاد همهء آنها يكى است .
آنگاه نامه به جملهء ان شاء اللّه ختم مىگردد . » « 2 »
ناگفته نگذاريم كه خط و كتابت در دوران قرونوسطا نه تنها براى كارمندان دولت و ديوانيان بلكه براى مردم فرهنگى و علمدوست ارزش و مقام خاصى داشت و در باب اصول و قواعد نگارش ، و انواع خط و اسباب كتابت و راه و رسم نويسندگى و اصول خطوط سته ( محقق ، ثلث ، نسخ ، ريحان ، توقيع و رقاع ) كتب و آثار زيادى از طرف آشنايان به اين هنر منتشر شده است .
از جمله فتح الدين احمد بن محمود سبزوارى ظاهرا در اواخر قرن هشتم هجرى كتابى در اصول خط سته به رشتهء تحرير كشيده و در كتاب خود از زمان ظهور خط ، اسباب كتابت يعنى قلمتراش ، قلم ، مداد و انواع كاغذ ، طرز قلم تراشيدن و چگونگى گرفتن قلم به دست و خطاطان
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 260 به بعد .
( 2 ) . نامههاى رشيد الدين وطواط ، پيشين ، ( مقدمه ) .