نظام الملك اگر خواست و اگر نخواست او را تهنيت كرد و بشاشت نمود . ناگفته نگذاريم كه استبداد مؤيد الملك يكى از اسباب نقصان حرمت و حشمت نظام الملك گشت . » « 1 »
چنان كه اشاره كرديم در موارد مهم و حساس كه سلطان دستورى صادر مىكرد ، براى آنكه مخاطب اعتماد كند و در اجراى امر شاه ترديد نكند ، انگشتر شاه را بر موم مىزدند تا اگر نامه و مهر را قبول نكند به نشانهء انگشتر اعتماد كند . چنانكه اين روش براى رهايى حسن ميمندى از زندان هندوستان اعمال شد .
در كتاب عتبة الكتبه در باب ارزش و اهميت ديوان انشاء چنين آمده است :
« . . . ترتيب ديوان انشاء كه نازكتر شغلى در ديوان آنست به واجب گيرد و در هرچه طبقات كتاب كه امناء اسرار و ثقات خفاياء احوال ملكاند تحرير كنند به تأنى تأمل كند و بر دقايق الفاظ و معانى ايشان مطلع باشد و حال عقل و فضل هريك از مكتوب و نتايج و نسايج قريحت و قلم او بداند كه كتاب الرجل عنوان عقله و فضله ، تا هرمثال و كتاب و خطاب كه نافذ و صادر گردد و به ادانى و اقاصى جهان برسد متضمن فوايد و مصالح جهان و جهانيان باشد . . . » « 2 »
عوفى در باب هفدهم جوامع الحكايات چنين مىنويسد : « هيچ صناعتى از حرفت دبيرى شريفتر نيست كه دبيران محرم اسرار ملوك و ناظم امور دولتها باشند . و آنك به نوك اقلام خود كفايت كنند ، به جد حسام مكفى نشود . . . دبيرى پنج نوعست . . . اول كاتب خراجست ، دوم كاتب احكام و سوم كاتب معونت ، چهارم كاتب جيش و پنجم كاتب رسايل . و هريك در فن خود بايد كه مهارتى دارند . كاتب خراج بايد كه محاسب و جلد باشد و در ضرب و قسمت و تقدير مساحت او را بصارتى كامل باشد و كاتب احكام را بايد كه دقايق علوم شريعت و رموز و اشارت آن او را معلوم و مقرر باشد . . . كاتب معونت بايد كه مقادير ديات ، احكام قصاصها و ارش و جنايات و حكومات و جراحات و مجازات هريك نيكو بداند . و كاتب جيش بايد كه حليت و اسامى و الوان طبقات اصناف حشم بشناسد . . . و كاتب رسائل بايد كه به اساليب لغت عرب و اصطلاحات و امثال و اشعار وقوفى تمام دارد و بر تطويل و ايجاز قادر و ماهر باشد . » « 3 »
مقايسهء لشكريان با دبيران
: عوفى در همين كتاب ضمن بحث در پيرامون دبيرى مىنويسد : « آوردهاند كه در ايام ملوك ماضى . . . ميان دبيرى و اميرى در نشستن منازعتى افتاد .
امير گفت : من زيردست تو نيستم از آنك پادشاه را به ما حاجت بيش از آنست كه به شما ، ولايت به شمشير توان بستد نه به قلم . . . سلطان ايشان را بخواند و دبير را گفت كه اصحاب سيف را بر اصحاب قلم ترجيح است ، بدانج اصحاب قلم خدمتكاران اصحاب سيف باشند . و تو نيز اصحاب قلم را ترجيح مىنهى بر اصحاب سيف ، آن فضايل را تقرير كن كه كدامست . » دبير گفت :
« شمشير براى دفع دشمنان به كار آيد نه براى دوستان ، و قلم هم براى نفع دوستان به كار آيد هم
هامش
( 1 ) . همانجا ، ص 73 .
( 2 ) . عتبة الكتبه ، به اهتمام محمد قزوينى و عباس اقبال ، پيشين ، ص 48 .
( 3 ) . جوامع الحكايات و لوامع الروايات ، محمد عوفى ، باهتمام محمد رمضانى ، ص 259 به بعد .