ديوانها ، توزيع شد . در توقيعات او هيچ تكرارى ديده نمىشد و چيزى بر خلاف واقع و حق به نظر نمىرسيد .
« ثمامة بن اشرس گفت : جعفر بن يحيى در سخنگويى فصيحترين مردم بود ، او در كلام خود آرامش و متانت و اختصار و شيرينى را درهم آميخت . « 1 »
ارزش دبيران به نظر غزالى
: « دانايان گفتهاند كه هيچچيز بزرگوارتر از قلم نيست كه همهء كارهاى گذشته را به وى باز توان آورد : از جمله بزرگوارى قلم آن است كه ايزد تعالى بدان سوگند ياد كرده قوله عز و جل :
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ .
و جاى ديگر فرمود :
اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ .
ديگر گويد قلم زرگر سخن است . ديگر گويد دل كان است و خرد گوهر و قلم زرگر . ديگر گويد قلم طبيب سخن است . ديگر گويد كه قلم طلسمى بزرگ است . . . اگر شمشير و قلم نيستى اين جهان به پاى نيستى و اين هردو جا كند اندر همه چيزها . . . دبير را ده چيز ببايد دانستن ، يكى نزديكى و دورى آب در زيرزمين اندر بيرون آوردن كاريزها و دانستن اندازهء شب و روز به زمستان و تابستان . . . »
به نظر غزالى دبير بايد در رشتهء زمينشناسى ، آبشناسى ، نجوم ، رياضى ، شعر و قافيهشناسى استاد باشد و با اين حال بايد از طغيان قلم بپرهيزد . و در پايان اين مقال مىنويسد :
. . . « چون نامه نوشتى ، پيش از آنكه درنوردى فروخوان ، آنگاه درنورد و جهد بايد كرد تا سخن بسيار نباشد و كوتاه و بسيار معنى باشد ، و سخن دوباره نوشته نشود و از الفاظ گران پرهيز كند تا ستوده بود . و اندر باب دبيرى سخن بسيار است ، بدين قدر بسنده باشد ، تا دراز نگردد كه چنين گفتهاند خير الكلام ما قلّ و دلّ و لم يمل . يعنى سخن آن نيكوتر كه به گفتن كوتاه باشد و به معنى نزديكتر و راهنماىتر چنانكه ملال نگيرد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 261 .
( 2 ) . امام محمد غزالى ، نصيحة الملوك ، به تصحيح جلال همايى ، پيشين ، ص 101 به بعد .