پانصد عدد موجود است كه صد قبضهء آن قابل استفاده مىباشد . « 1 »
هانرى رنه آلمانى كه در دورهء مظفر الدين شاه به ايران آمده است ، شرح جامعى از وضع آشفتهء ادارات ايران مىنويسد و از جمله مىگويد حكام بدون توجه به آمار و ارقام و وضع طبيعى محل از مردم به زور ماليات مىگيرند و قسمت اعظم آن را به جيب مىريزند ، رعيت بدبخت مجبور است كه سه الى چهار برابر ماليات مرسوم را كه بايد به خزانهء دولت وارد شود ، بپردازد و در نهايت پريشانى زندگى كند . اين ماليات و مداخل را از اراضى زراعتى و مواشى و باغها و غيره مىگيرند و اگر زيان يا خسارتى از قبيل هجوم ملخ و سيلزدگى و ساير آفات متوجه زارع گردد منظورنظر نيست و تحصيلداران مبلغ مرسوم ساليانه را با جبر و شكنجه از او مىگيرند .
همين بىنظمى در قشون هم حكمفرماست ، مثلا صاحبمنصب به درجهء بالاتر ارتقاء پيدا نمىكند مگر اينكه مبلغى به عنوان پيشكش به وزير جنگ بدهد و پس از اخذ درجه همين مبلغ را به اضافهء مداخل از صاحبمنصبان زيردست خود مىگيرد و آنها هم به همين طريق با زيردستان خود معامله مىكنند و بالاخره حقوق سربازان به جيب آنها مىرود . بعلاوه مبلغى هم از سربازان مىگيرند و به آنها اجازه مىدهند كه در شهرها به كسب و كار بپردازند تا بتوانند امرار معاش نمايند . تعارف هديهايست كه زيردست به ما فوق خود مىدهد تا مقصود او را انجام دهد .
لرد كرزن راجع به نقصان مداخل كارمندان دولت شرحى مىنويسد كه بسيار قابلتوجه است . او از « سرجان ملكم » نقل مىكند ، كه : « فتحعلى شاه در عيد نوروز سى ميليون تومان از فرمانفرمايان و حكام ايالات و ولايات و ساير اعيان و بزرگان به عنوان پيشكش مىگرفت . ولى ناصر الدين شاه به اخذ نصف اين مبلغ هم موفق نگرديد و در سنوات اخير اين مبلغ بطور محسوسى تقليل يافته است . اين نقصان مداخل بسيار قابلملاحظه است و مىرساند كه تحصيلداران ماليات چگونه خون رعاياى بدبخت را مكيدهاند كه ديگر قادر به پرداخت مداخل نيستند . و نظر به اين كه مداخل حكام رو به تقليل گذارده ، از مبلغ پيشكشى ساليانه نيز كاسته شده است .
تجملپرستى عمال دولتى ، آنها را مجبور مىكند كه به رشوهگيرى عادت كنند . يكى از تجملات داشتن نوكر زياد است كه حداقل آن پنجاه و حداكثر پانصد نفر است . . . با وجود عدهء بسيارى كارمند دولتى ، هيچگونه آمار و ارقامى در كار نيست و ثبت احوال و شناسنامه در اين كشور از چيزهاى مجهول است . همچنين پرونده و دفاتر محاسبات و غيره جزو امور ناشناخته محسوب مىگردند . آنچه در دست مستوفيان و منشيان است ، تكه كاغذى است موسوم به : « فرد » كه قابل اعتماد نيست . . . هريك از مستوفيان و منشيان قلمدانى در جيب و لولهكاغذى در شال كمر خود فروبرده بودند . « 2 » چه بسا املاك كه رو به خرابى مىرود ، ولى رعايا ماليات پيشين را مىپردازند ،
هامش
( 1 ) . « ايران در سال 1311 ه ق » ترجمهء محمود غروى ، بررسيهاى تاريخى ، سال نهم ، شمارهء 4 ، ص 77 به بعد
( 2 ) . سفرنامهء از خراسان تا بختيارى ، ترجمهء فرهوشى ( مترجم همايون ) ، ص 25 به بعد