و احيانا مستخدمين عالىرتبه بىسواد هم در ايران پيدا مىشود . همين موضوع يعنى بىشرط بودن ورود به خدمات دولتى سبب گرديده كه در ايران هركس مختصر سوادى دارد مىخواهد وارد خدمات دولتى شود و شما از اين نوع مردم در ايران خيلى زياد مشاهده مىكنيد كه عرفا آنان را ميرزا مىخوانند . ميرزايان نه تنها وارد خدمات دولتى ، بلكه وارد خدمات نظامى نيز مىشوند و ترقى آنها بسته به حسن تصادف است . يك سوء تصادف ممكن است موجب بدبختى اشخاص شود . طرز زندگى ميرزاها نظير تمام طفيلىهاى جهان طورى است كه پايهء اخلاقى آنها را متزلزل مىنمايد و خواهى نخواهى آنها را وادار به تظاهر مىكند . . . خيلى متملق هستند و انسان نمىتواند به درستى آنها اطمينان نمايد . « 1 »
ميرزا ملكم خان در رسالهء وزير و رفيق نظريات اصلاحطلبانهء خود و انحرافات فكرى و اخلاقى زمامداران ايران را ذكر مىكند . . . رفيقباز رفتيد بر سر وزارت ، آخر از اين وزارت چه فايده بردهايد كه اينقدر طالب آن هستيد ؟ اگر براى اين است كه به اين دولت خدمت بكنيد و از براى خود نيكنامى و آسودگى بگذاريد كه به قدر كفايت جاه و منصب داريد . و اگر منظور شما آنست كه ميرزا آقا خان بشويد ( جانشين اميركبير ) پس اول بفرماييد از آن ذلت چه نوع لذت تصور مىكنيد ؟ اين چه حرص است كه در خرابى خانوادهء خود داريد ؟ از وزراى ايران يكى را نشان بدهيد كه در دم آخر آرزوى مهتر خود را نكشيده باشد ، شما چرا بايد از اينهمه سرمشق متنفذين تنبيه نشده باشيد ؟ با اينكه بيست دفعه ديدهايد كه حرص و طمع وزراء به كجا منجر شده است ، باز شب و روز در اخذ اموال و علوّ منصب خودكشى مىنمائيد . . . هرگاه نصف آن تدابيرى كه ميرزا آقا خان به جهت ازدياد مداخل نظام الملك ( پسرش ) به كار برد ، صرف انتظام لشكر مىشد ، الآن هند مال ايران بود . ما وقتى كه يك كالسكه مندرسى سوار مىشويم و چند نفر گرسنه دور خود جمع مىكنيم ، خيال مىنماييم كه جميع مراتب بزرگى و نهايت مقامات استقلال را حاصل كردهايم . لذت بزرگى را آن وزير در ايران خواهد برد كه بتواند بگويد راهآهن ايران را من ساختم ، اماكن مشرفه را من گرفتهام ، افغان مال من است ، عهدنامهء تركمنچاى را من پاره كردهام . . . چهل سالست لرد پالمرستون وزارت مىكند ، هميشه مقروض بوده است در عمر خودش نه يدك داشته است نه فراش . الآن از وزارت معزول است و اشخاصى كه كرورها دارند فخر مىكنند كه دو دقيقه با او حرف بزنند . اگر مستحق وزارت باشيد همت خود را يك قدم هم صرف اين نوع وزارت نماييد . پس از گفتگوى بسيار رفيق به وزير مىگويد اصول نظم اينهاست :
مجلس تنظيمات ، مجلس وزراء ، ترتيب وزارتخانه ، ترتيب عدالت ، قوانين ماليات . . . « 2 » احمد امين وابستهء نظامى دولت عثمانى كه در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه به ايران آمده است ، راجع به سازمان ادارى ايران مىنويسد : در ايران وزارت و نظارتهاى متعدد به اسامى صدارت ،
هامش
( 1 ) . تلخيص از : سه سال در ايران ، ترجمهء منصورى ، ص 27
( 2 ) . سبكشناسى ، پيشين ، ج 3 ، ص 374