تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
مظاهر اعليحضرت . . . تصويب نفرمود . . . از راه ديگرى اراده فرمودند ، ادارهء گمركات دولتى كه سالها مغشوش بود ، به مأمورين بلژيكى سپرده شد و از سال اول در نتيجهء نظم و حسابى كه در كارها برقرار شد ، عوايد دولتى فزونى گرفت ، دولت از محل عوايد گمرك . . . مبلغ شصت ميليون فرانك تقريبا بيست و چهار كرور تومان پول رايج ايران از بانك استقراضى رهنى ايران قرض مىكند كه در مدت هفتاد و پنج سال شمسى هرسالى مبلغ صد و شصت هزار تومان ادا نمايد . فرع اين پول از قرار صدى پنج در سال ( از تومانى يكشاهى كمتر است ) سال به سال به نسبت هرقدر كه از اصل باقى باشد در دو قسط ششماه به ششماه داده خواهد شد . ضمانت محل اداى اصل و فرع اين استقراض از منافع گمركات ايران به استثناى گمركات فارس و بنادر فارس خواهد بود . . . چون دولت ايران از اين قرض ساير قروض خود را ادا خواهد نمود و حالا احتياج به قرض نخواهد داشت . لهذا به بانك وعده مىدهد كه قبل از حصول رضايت بانك مزبور از ديگران قرض كلى ننمايد . « 1 » در آن تاريخ مردم را مطلقا به حساب نمىآوردند و اگر اين دلايل سست و غيرمنطقى را هم در روزنامهء دولتى منتشر نمىكردند ، كسى بر آنها اعتراضى نمىكرد شاه و درباريان او خيال تفرج در اروپا را داشتند . براى آنها ايران و حيثيت آن خالى از موضوع بود . در ميان آنها كسى نبود كه از اوضاع جهان اطلاعى داشته باشد . اگر امين الدوله و هم‌فكرهاى او مانند ناصر الملك بصيرتى به امور ايران داشتند ، آنها نيز پس از آمدن ميرزا على اصغر خان اتابك از دور شاه و دربار پراكنده شدند و هريك به طرفى رهسپار شدند و با ميل يا بدون ميل از تهران دور شدند فقط در آن تاريخ قدرت كامله در دست اتابك بود و بس . « 2 » و اتابك در آن سالها كاملا عامل سياست روسها بود . انگليسيها پس از فراغت از مشكلات ترانسوال و اروپا بار ديگر به ايران روى آوردند و چون دربار و هيأت حاكمهء ايران را قويا متمايل به روسها ديدند ، ناچار شدند به پيروى از افكار عمومى با مردم همداستان شده و بنيان قدرت پادشاه را متزلزل نمايند ، در سال 1892 مطابق با سال 1309 انگليسيها به طور جدى براى پيشرفت نقشه‌هاى خود اقدام كردند . روزنامهء قانون در لندن ، روزنامهء هفتگى حبل المتين از كلكته كه در سال 1311 انتشار آن شروع شده بود ، تبليغات سيد جمال الدين از استانبول ، نطقهاى آتشين پروفسور براون « 3 » و اعلام ستمگريهاى هيأت حاكمه عليه بابيان و اقليتهاى مذهبى ، جملگى براى اين بود كه راه براى جنبش مشروطيت و تجديد قدرت پادشاه هموار گردد . چيرول « 4 » در كتاب خود تحت عنوان مسألهء خاورميانه به اوضاع اجتماعى و اقتصادى ايران اشاره مىكند از جمله مىنويسد ناصر الدين شاه در اوايل پادشاهى خود هرساله مبلغى
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از : تاريخ محمود محمود ، ص 222 به بعد ( 2 ) . همان ، ص 225 ( 3 ) . همان ، ص 240 ( 4 ) .Chirol
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 435 | مرتضى راوندى