هم مخالفت كردند ، زيرا هرقسمتى از راهها به يك دزد طرارى سپرده شده بود . شايد اگر دسايس درباريان و شركاء و اجانب نبود و اتابك دست به تحريكاتى نمىزد و انگليسيها همانطور كه وعده كردند كمك مالى مىكردند ، امين الدوله موفق مىشد كه به يك رشته اصلاحات مقدماتى دست بزند ولى بىخبرى ، عياشى و نزديكبينى شاه و اطرافيان او و عهدشكنى انگليسيها مانع پيشرفت نقشههاى امين الدوله شد . ناچار اين مرد اصلاحطلب از كار كناره گرفت و بار ديگر اتابك به زمامدارى رسيد . وى پس از طرد مخالفين خود بيست و دو ميليون و نيم منات از روسها قرض كرد . « 1 » در اين سالها انگليسيها با مشكلات سياسى چندى دست به گريبان بودند كه مهمترين آنها اختلاف فرانسه و انگليس و جنگ مردم شجاع ترانسوال با انگليسيها بود . اين گرفتاريها به روسها فرصت داد كه بيش از پيش در سياست ايران مداخله كنند . . . تا انگليسيها از گرفتاريهاى خود فراغتى حاصل نمودند ، روسها سى و دو ميليون و نيم منات طلا به ايران قرض داده بودند ، گمركات ايران را توسط بلجيكىها در دست گرفته بودند و معاهدهء گمركى را به نفع خودشان به ايران بسته بودند و اين عمليات با كمال جديت و بدون تظاهرات فوق العاده صورت گرفته بود . قبلا تذكر داديم ، مظفر الدين شاه با يك اردو ، گدا و گرسنه به عنوان پادشاه ايران به تهران حمله آوردند . اين گروه تصور مىنمودند ، كه خزانهء ناصر الدين شاه مملو از طلاست ، و همينكه از خستگى راه آسوده شدند و سر خزانهء ايران رفتند ، چيزى در آنجا نيافتند و تمام صندوقها خالى بود . ناچار به اثاث سلطنتى دست گذاشتند ، هرچه ممكن بود فروختند و به جائى كفاف نداد . . . « 2 » ناچار از روسها قرض كردند از بيست و دو ميليون و نيم منات طلا پس از پرداخت جريمهء امتياز تنباكو ، دلالى كميسيون و غيره فقط يك ميليون ليره به خزانهء پادشاه رسيد و شاه با اين پول عازم اروپا شد . در مدت هشت ماه پولهايى كه از روسها گرفته بودند تمام خرج شد ، همينكه به تهران رسيدند بار ديگر در فكر بودند قرضهء ديگرى كرده راه اروپا پيش گيرند . اين كار نيز صورت گرفت و ده ميليون منات ديگر در اواخر سال 1319 از روسها قرض كردند و اين بار انگلستان و ايتاليا را نيز ديدن كردند . مظفر الدين شاه براى سومين بار در سال 1322 به فرنگستان رفت . ولى اينبار اتابك اعظم همراه نبود . شاهزاده عين الدوله صدراعظم ايران بود و او همراه شاه به اروپا رفت .
. . . هرگاه در تاريخ اين ايام مطالعهء دقيق شود ، ديده خواهد شد كه در هيچوقت شاه يا رجال دربارى به اين درجه نسبت به مملكت بىعلاقه نبودند ، هيچكس به فكر حيثيت مملكت نبود ، همه چيز را به رايگان از دست مىدادند ، در مقابل پولى كه براى مصارف شاه و درباريان تحصيل مىكردند ، حاضر بودند از هرچيز مملكت صرفنظر كنند . دورهء مظفر الدين شاه را بايد يك دورهء بىعلاقگى نسبت به كليهء امور مملكت دانست . شاه به كلى از امور مملكتدارى
هامش
( 1 ) . تلخيص از : تاريخ محمود محمود ، ص 197 به بعد
( 2 ) . همان ، ص 208