عمال جور و ستم بودند و در تعرض به جان و مال مردم قاعده و حدودى در كارشان نبود . . .
اطمينان نداشته باشد . مشير الدوله به حكام نوشت كه دولت از مال حلال يعنى از عين ماليات ، حقوقى كه گذران شما با آبرو بشود بشما مرحمت فرموده است . « اگر طالب پول بيشترى هستيد ، در زمينهاى خالصه با احداث قنوات و فعاليتهاى مشروع كشاورزى ، بر دارايى و بر قدرت خود بيفزاييد . اگر شما ميل داريد چهار دست يراق تيپ طلا داشته باشيد يا در مجلس شما قاب و قدح صورتى چيده شود يا فورا چند پارچه ملك ششدانگ ابتياع نمائيد يا تجملات ديگر جهت خودتان درست كنيد ، دولت ضامن نيست . اگر به همان مواجب قانعيد نعم المطلوب و الا اصلح در امور خلع خودتان از حكومت است . »
مؤلف صدر التواريخ مىنويسد : حكام و رؤساى تلگرافخانه مجبور بودند كه نامهها و تعاليم مشير الدوله را در مساجد و محافل عمومى بخوانند كه جميع مردم مستحضر شوند . اگر رئيس تلگرافخانه با حاكم مىساخت ، به انواع عقوبات گرفتار مىشد . مشير الدوله به موجب « قانوننامه » تكاليف حكام و رؤساى قشون را مشخص و به تصويب شاه رسانيد و به موجب آن مقام حاكم والاتر از رئيس قشون است . رؤساى قشون و نظاميان حق مداخله در امور مملكتى را ندارند و نمىتوانند در امور ولايتى ، ماليات و تعيين ژاندارم و ساير امور مداخله نمايند .
پرداخت تنخواه قشون مقدم بر ديگر مخارج است « 1 » مشير الدوله در راه بيدار كردن افكار ملى روزنامهاى به دو زبان فارسى و فرانسه تأسيس كرد و يك نفر بلژيكى را به مديريت آن گماشت .
همينكه شمارهء اول آن منتشر شد ، چون در آن از مساوات و عدالتخواهى و مخالفت با تملقگويى سخن رفت ، درباريان آن را وسيلهء تحريك عليه ميرزا حسين خان قرار دادند و انتشارش به دستور ناصر الدين شاه موقوف گرديد .
مؤلف صدر التواريخ دربارهء اين « صدر وسيع الخيال » مىنويسد : « اولين وزيرى كه طرز جديد آورد ، اوضاع امور و سبك قديم را تغيير داد راه مراوده ايران را بيشتر باز كرد و در ايران طرح نوى ريخت و خيال داشت كه بناى جداگانهاى ترتيب دهد و باعث آرايش بلاد و آسايش عباد باشد ، ولى به مقصد نرسيد و بنايش ناتمام ماند . روش قديم را خراب كرد و چنان زمان پيدا نكرد كه طرز جديد را به ميان آورد . »
فرهاد ميرزا معتمد الدوله از راه خردهگيرى به سپهسالار نوشت : « جنابعالى يك مرتبه در شش ماه بخواهيد قواعد پنج هزار ساله ايران را به هم بزنيد گويا فوق عادت و طاقت باشد . »
مشير الدوله به اميد آشنا كردن ناصر الدين شاه با ترقيات اروپا ، شاه را در سال 1290 به فرنگستان برد . نيروهاى ارتجاعى ، يعنى درباريان ، شاهزادگان و ديگر وابستگان ، دست اتحاد به هم دادند و عليه صدراعظم اصلاحطلب به مخالفت برخاستند . عاقبت شاه علىرغم مصالح
هامش
( 1 ) . همان ، ص 70 ، 79 ، 85