تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
است ، به كلى بر باد رفته است . . . ما را قابل همسرى با دول اروپا نمىشناسند . . . اگر هركس غير از اين عرض نمايد ، مداهنه و تملق و دروغ گفته است . پس بر اولياى دولت واجب و لازم است كه هرقدر زودتر داخل جادهء ترقى شوند و دقيقه‌اى آرام را بر خود حرام دانند . شايد از ادامهء فعاليت توانيم وضع شبهه از عامهء ملل نموده حسن‌ظن آنها را دربارهء خود جلب كنيم . در جاى ديگر مشير الدوله تأسيس روزنامه‌هاى ملى را در ايران براى تنوير افكار و آشنا كردن ايرانيان با تحولات فكرى ، اقتصادى و اجتماعى اروپا ضرورى مىداند ، به زمامداران ايران توصيه مىكند كه در ترغيب و تحريض اهل حرف و صنايع و ترويج تجارت كوشا باشند . مشير الدوله « مداخلهء دولت‌هاى خارجى را در ايران و بهانه‌جوييهاى آنها را نتيجهء مستقيم اين عقب‌افتادگى ايران مىداند و براى جبران انحطاط اجتماعى ايران پيشنهاد مىكند كه آنچه از كيسهء رعيت به نام ماليات بيرون مىآيد بدون حيف‌وميل داخل خزانه شود و طبق اصول صحيح به مصارف لازمهء مملكت برسد و بيمارى مهلك و مزمن رشوه‌خوارى را از ايران براندازند . » مشير الدوله در نامهء مورخهء 19 ذيقعده 1283 از خونسردى و بىاعتنايى حكومت ايران شكايت مىكند : « با كمال تأسف عرض مىنمايم كه معروضات بنده در حين خواندن از قبيل قصص و حكايات معدود شد ، پس از يك مرتبه ملاحظه نسيا منسيا گرديد و آن ترقياتى كه منظور بود و عصر حاضر تقاضاى آن را مىنمود حاصل نشد . » در نامهء ديگر به وزير امور خارجه از فريبكاريهاى او شكايت مىكند و با تأسف بسيار مىنويسد : « . . . و اللّه وقت گذشت ، فرصت از دست رفت ، هميشه براى دولت ايام راحت و عدم اشكالات داخلى و خارجى ممكن نمىشود . در چنين اوقات بايد تدارك آتيه و ترقيات لازمه را كه ديگران به شعبه‌هاى امور خود داخل كرده‌اند از قوه به فعل آورد و خود را فريب نداد چه عيب دارد كه حالا در غيرت كار كردن . . . بر يكديگر مسابقه جوييم و نام نيك در دنيا و در خدمت به ولىنعمت و وطن و ملت يادگار بگذاريم . . . حكام و ولات ما كه مأمور مىشوند ، اول در صدد خرج‌تراشى به جهت دولت و بعد طلب و خواهش تخفيف كه بعد حساب دولت بياورند و دينارى به رعيت ندهند . . . يادگارى كه از ايام حكومت خود مىگذارند ظلم است و تعدى و جريمه گزاف و تخريب مملكت و خانه‌خرابى رعيت . . . اگر هريك از ما به قدر حصهء خودمان معنى وطن‌دارى را فهميده بوديم و اداى تكليف از خود مىكرديم ، حالا وضع دولت و ملت ما رنگ ديگرى داشت . . . » مشير الدوله پس از زمامدارى ضمن دستور عمومى به كليهء حكام ولايات عمل ضرب و شكنجه و بريدن اعضاى بدن متهمين و مقصرين را به كلى ممنوع ساخت و به منظور جلوگيرى از تعدى فرمانروايان مقرر داشت كه رسيدگى به امور جزايى منحصرا در صلاحيت و اختيار ديوانخانهء عدليهء تهران خواهد بود . حكام ولايات فقط اختيار داشتند متهمين و مقصرين را توقيف كنند . . . مشير الدوله حق داشت كه به سلامت نفس . . . كسانى چون ظل السلطان معتمد الدوله ، حسام السلطنه و ديگران كه بر قسمت اعظم ايران حكومت مىكردند و همگى از
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 430 | مرتضى راوندى