خط و ربط بايد گرسنگى كشيد ، تنگى و سختى ديد ، بهترين دوست آنست كه اگر انشاء الله مردم و عذاب را سبك كردم اين رباعى را به سنگ قبر بنويسد :
اى آنكه به رنج و بينوايى مرده * در حالت وصل از جدايى مرده
با اينهمه آب ، تشنهلب رفته به خاك * اندر سرگنج از گدايى مرده
زياده عرض ندارم . » « 1 »
ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار اعظم
انديشههاى تجددخواهانه مشير الدوله ( 1298 - 1243 ) را از نامههاى رسمى او به وزارت امور خارجه مىتوان دريافت . وى در طى اين نامهها از تحولات سياسى اروپا ، نهضتهاى آزادى در ممالك تحت سلطهء عثمانى ، نشر تمدن و معارف اروپايى ، اصلاح حكومت و تأسيس مجلس شوراى دولتى ، وضع قوانين جديد ، لزوم تشكيل مجالس وكلاى ملت ، تأمين آزادى و حقوق فردى ، منع تبعيضات دينى و تساوى افراد در برابر قانون سخن مىگويد . ميرزا حسين خان همه جا دولت ايران را به اخذ تمدن غربى و اصلاح حكومت و رواج قانون ترغيب مىكند و اين تغييرات را از شرايط اصلى زندگى ، در جهان متمدن عصر جديد مىشمارد . وى در ضمن نامههاى خود به دربار ايران از اقدامات اصلاحى كه در سرزمين عثمانى به عمل آمده و از نشر فرهنگ و معارف در آنجا و به طور سربسته از لزوم پيشرفت زنان در ايران سخن مىگويد و مىنويسد : « عن قريب آدم كاردان به جهت دولت موجود خواهد بود و دربارهء تعليم و تربيت زنان نكتهاى راجع به حجاب مىآورد مبنى بر اينكه زنى كه زبان فرانسه ياد گرفت و از كتب آنها مطالعه نمود و از عادات آنها مستحضر شد ، نمىتوان متواليا او را در پردهء جهل نگاه داشت . و البته بالاخره بدون حفاظ داخل مجالس خواهد شد . » كشيدن راهآهن و اصلاح راهها نيز مورد علاقهء مشير الدوله بود . وى در نامهء 19 ذيقعده 1283 ناصر الدين شاه را از نتايج سودمند حكومت ملى در عثمانى واقف مىگرداند : عوض اينكه ادارهء شصت كرور عباد اللّه و سرنوشت همهء آنها در يد قدرت چهار پنج نفر وكلاست بهتر نمىشود كه در دست سيصد و چهار صد نفر مبعوثان ملت بيفتد و وكلاى دولت در نزد مجلس پارلمنت مسؤول و مواخذ باشند و افعال ايشان محل ايراد يا تحسين واقع شود و اگر خطايى كردند اين دسته را معزول داشته ديگران روى كار آمده مشغول خدمت دولت و ملت مىگردند ؟ اگر قرار باشد اشخاص معدود هميشه تا زندهاند در سر كار باشند و دولت را به قول خود فرار بدهند ، ساير مردم به چه اميد خدمت خواهند نمود ؟ اين فكر به طورى عمومى شده است كه در مجلس و محفل جميع طبقات تبعهء عثمانى به جز اين نظرات حرفى گفته و شنيده نمىشود . مشير الدوله با اين بيان حكومت ايران را به قبول جبر تاريخ و پيروى از اصول دموكراسى تشويق مىكند و در نامههاى بعدى خود آشكارا مىگويد كه آبرو و حيثيت ديرين ما با قواعد و نظامات منحطى كه اكنون در كشور ايران برقرار
هامش
( 1 ) . فكر آزادى ، پيشين ، ص 59 به بعد